جهت آشنایی با خواص و ویژگی های : افزودنی های تبدیل گچ به سیمان و

افزودنی های تولید چسب هبلکس، چسب بتن سی ال سی ، چسب دیوار گچی و ... کلیک فرمایید

افزودنی های تبدیل گچ به سیمان
افزودنی های ساخت انواع چسب پایه سیمانی و گچی برای دیوار های هبلکس ، بتن سبک ، بلوک و دیوار گچی
فروش تبدیل کیا ترنم
تاريخ : چهارشنبه بیستم دی ۱۳۹۱ | 13:33 | نویسنده : زهرا - دانلود رایگان
افزودنی های جادویی تبدیل گچ به سیمان

خیلی ها می گویند امکان ندارد …

افزودنی های تبدیل گچ به سیمان


بهترین مهندسین شیمی و عمران جمع شده اند تا جدیدترین افزودنی های صنعت ساختمان را تولید نمایند

امروزه به دلیل مزایای زیاد سیمان این مصالح ساختمانی تبدیل به یکی از پر مصرف ترین مصالح صنعت ساختمان گردیده است. مقاومت بالا، خواص ضد آبی و کارائی سیمان توانسته بر قیمت بالای آن ارجحیت پیدا کند و در مقابل قیمت بسیار ارزان گچ نتوانسته بر معایب آن غالب شود

ما توانسته ایم افزودنی هایی را برای گچ تولید کنیم که خواص گچ را بهبود داده و به خواص  سیمان نزدیک کند.

علاوه بر آن برای بهبود خواص سیمان نیز افزودنی هایی را تولید نموده ایم. همچنین افزودنی هایی را تولید نموده ایم که امکان ساخت انواع چسب پایه گچی و پایه سیمانی با بهترین کیفیت و کمترین هزینه را جهت اجرای دیوار های هبلکس، بتن سبک CLC ، دیوارگچی و … را می دهد.

***جهت آشنایی با خواص، ویژگی ها، کاربرد و سفارش این افزودنی ها روی لینک محصولات ما کلیک بفرمایید.

** جهت کسب اطلاعات بیشتر یا سفارش این افزودنی با ما تماس بگیرید.

شعار ما : یا کیفیت عالی افزودنی های ما را تجربه کنید یا پولتان را پس بگیرید

این افزودنی ها تولید شرکت مهندسین مشاور کیا عمران با شماره ثبت ۱۶۹۳ – شناسه ملی ۱۴۰۰۰۰۱۲۳۹۷ می باشد.


برچسب‌ها: افزودنی گچ, افزودنی سیمان, ضد آب گچ, دیرگیر گچ, تبدیل گچ به سیمان

تاريخ : دوشنبه سی ام دی ۱۳۹۲ | 22:10 | نویسنده : زهرا - دانلود رایگان
فرآیند تولید سیمان با نگاه شیمی سیمان

 فرآیند تولید سیمان با نگاه شیمی سیمان

 

دو عنصر اصلی تشکیل دهنده سیمان اکسید کلسیم (CaO) و اکسید سیلیسیم (SiO2) می باشد که اولی در سنگ آهک و دومی در خاک رس به مقدار زیاد یافت می شود و عنصر سومی که در کنار این دو از اهمیت ویژه ای برخوردار است اکسید آلومینیوم (Al2O3) می باشد که این عنصر در خاک رس به مقدار زیاد وجود دارد.    سنگ های آهکی حدود 50 تا 55 درصد و مارل ها نیز با توجه به نوع آن بین 30 تا 50 درصد CaO دارند و خاک رس حدود 40 تا 50 درصد SiO2 (اکسید سیلیسیم) و حدود 10 تا 18 درصد Al2O3 (اکسید آلومینیوم) دارد.
به بیان دیگر اگر سنگ آهک و خاک رس با هم پودر  شوند و سپس پخته شوند کلینکر و یا نهایتا سیمان تولید می شود یعنی اگر شرایط را برای انجام واکنش بین اکسید کلسیم(CaO) با اکسید سیلیسیم(SiO2 ) و اکسید آلومینیوم(Al2O3) فراهم شود و فازهای مورد نظر تشکیل شوند آنگاه ماده تولیدی خواص سیمانی خواهد داشت یعنی در مجاورت آب و در دمای معمولی با گذشت زمان سفت و سخت می شود اما برای آنکه این واکنش تشکیل گردد و یا فاز های مورد نظر شکل گیرند با اضافه نمودن سنگ آهن به عنوان کمک ذوب ، دمای تشکیل فازها را کاهش می دهیم یعنی عملیات پخت را تسهیل بخشنده و کیفیت کلینکر افزایش خواهد یافت.

 در کل برای انجام هر چه بهتر واکنش های پخت و تشکیل کلینکر دو اقدام اساسی زیر را بایستی انجام داد.
1-    بایستی مواد پودر شوند تا سطح ذرات برای انجام واکنش افزایش یابد و یا واکنش سریعتر و بهتر انجام شود
2-    دمای لازم برای پخت یعنی 1450 درجه مهیا شود و از طرفی در این دما واکنش اصلی یعنی فازهای اصلی سیمان تشکیل می شوند.
در نتیجه برای تولید کلینکر سیمان نیاز به تجهیزات و دستگاه های مورد نظر برای خرد کردن ،پودر کردن ،همگن و یکنواخت کردن، تنظیم کردن دانه بندی و تنظیم کردن درصد شیمیایی و نهایتا پختن تدریجی تا 1450 درجه سانتی گراد نیاز می باشد. اگر به مواد اولیه ، مواد کمک ذوب چون سنگ آهن اضافه نشود آنگاه واکنش تشکیل فاز اصلی سیمان (فاز C3S ) در دمای 1450 درجه انجام نخواهد شد و لازمست دمای کوره تا مرز بالاتر از 2000 درجه افزایش یابد.
لازم به توضیح است سیمان  ابتدا توسط یک فرد انگلیسی از پختن مارل (مخلوط سنگ آهک و خاک رس) در یک کوره قدیمی تولید شد اما با  گذشت زمان مشخص شد چنانچه درصد عناصری چون آهک (CaO) آلومینیوم و سیلیسیم همراه با اکسید آهن به درستی تنظیم شوند کلینکر سیمان پرتلند راحت تر پخته خواهد شد و از طرفی با کیفیت بهتری تولید خواهد شد. در نتیجه عناصر تشکیل دهنده اصلی سیمان چهار عنصر بوده که در محدوده های مشخص تعریف و در نهایت تنظیم گردید. با تنظیم هر چه بهتر این عناصر نه تنها کیفیت محصول بالاتر می رود بلکه تولید در شرایط پایدار تر و یکنواخت تر و با راندمان بهتری انجام خواهد شد.

در نتیجه قبل از کوره ها سه هدف زیر دنبال می شود که بر اساس این اهداف تجهیزات و دستگاه ها طراحی و نصب میشوند
1-    خرد و پودر کردن Crushing and Grinding در سنگ شکن ها  و آسیاب ها
2-    هموژن و یکنواخت کردن Homogenization در سالن های پیش اختلاط و سیلو های هموژن
3-    تنظیم شیمیایی مواد خام در آسیاب مواد با استفاده از سیستم های توزین و با کنترل آنالیز شیمیایی توسط دستگاه ایکس ری


مارل تامین کننده آهک (CaO) و خاک رس تامین کننده اکسید های سیلیس (SiO2) و آلومینیوم (Al2O3) به مواد اصلی و سنگ آهن جهت تامین اکسید آهن (Fe2o3) و سنگ سیلیس جهت تامین کمبود اکسید سیلیسیم به عنوان مواد تصحیح کننده مطرح می گردند.
حال چنانچه نوع سیمان تولیدی به گونه ای باشد که به آلومینیوم زیادی نیاز نباشد (سیمان تیپ5)  بایستی به جای خاک رس از سنگ سیلیس استفاده نمود چون در خاک رس همراه با سیلیس ،آلومینیوم نیز وجود دارد اما مقدار آلومینیوم محدود بوده و نمی توان بیش از حد آن را بالا برد .
در مجموع مواد اولیه مصرفی در صنعت سیمان ایران با توجه به معادن مواد اولیه چهار گروه می باشند .
-    منابع تامین آهک از جمله معادن سنگ آهک و مارل
-    منابع تامین سیلیکات های آلومینیوم یا سیلیس و آلومینیوم (خاک ها)
-    منابع تامین اکسید سیلیسیم ، (سنگ سیلیس)
-    منابع تامین اکسید آهن( سنگ آهن  )
در خطوط تولید سیمان برای تنظیم مواد خام با توجه به نوع سیمان به حدود 85 تا 90 درصد مارل،5 تا 10 درصد خاک رس، 2 تا 3 درصد سنگ آهن ، 0 تا 5 درصد سنگ سیلیس نیاز می باشد.
مواد خام ذکر شده در بالا که هنوز پخته نشده نیاز به انرژی دارد تا بتوان عناصر ذکر شده را در کنار هم قرار داد و سپس این عناصر با هم واکنش یافته و فازهای مورد نظر را تشکیل دهند. در مواد خام CaO به صورت CaCO3 و سیلیس و آلومینیوم به صورت (2SiO2.Al2O3.H2O) بوده که با حرارت دادن ، همه عناصر ذکر شده اول فعال می شوند یعنی  CaO از   CaCO3آزاد شده  و SiO2  و Al2o3  از خاک رس به صورت آزادانه جدا می شوند و سپس در کنار هم با یکدیگر واکنش می دهند یعنی


2CaO+ SiO2 → 2CaO SiO2
3CaO+SiO2=3CaO SiO2  
3CaO+ Al2O3=3CaO Al2O3


آنچه در کوره رخ می دهد :
-    در دمای 50-100 درجه آب سطحی از دست می رود. (ابتدای پیشگرمکن)
-    در حدود 200 درجه آب نفوذی و مولکولی از دست می رود . (ابتدای پیشگرمکن)
-    در دمای 600-800 خاک ها تجزیه می شوند یعنی Sio2 و Al2o3 به صورت آزاد خواهند بود. (در پیشگرمکن)
-    در دمای 700-800 به بالا سنگ آهک تجزیه می شود یا واکنش کلسیناسیون انجام می شود. (در پیشگرمکن و ابتدای کوره)
-    در دمای 800-1200 واکنش CaO با Sio2 و CaO با Al2o3 و تشکیل CA و CS را داریم. (در ابتدا و اواسط کوره)
-    در دمای 900- 1300 فازهای C2S و C3A تشکیل می شوند.(در اواسط کوره)
-    در دمای 1300-1450 فاز اصلی آلیت C3S یا 3 CaO Sio2 تشکیل می شود.(در منطقه پخت یا ناحیه مشعل)
-    در دمای 1400 –1200 دمای کلینکر کاهش یافته و فاز ها تثبیت می شوند.(در منطقه انتهای کوره بعد از منطقه پخت)


کلینکر از نظر شیمیایی دارای 4 فاز اصلی می باشد:
1-    فاز آلیت سه مول CaO و یک مول Sio2 (C3S)
2-    فاز بلیت دو مول CaO و یک مول Sio2 (C2S)
3-    فاز آلومینات سه مول CaO و یک مول Al2o3 (C3A)
4-    فاز آلومینوفریت چهار مول CaO و یک مول Al2o3 و یک مول Fe2o3 (C4AF)


تغییر در درصد هر کدام از چهار فاز ذکر شده باعث می شود خواص کلینکر یا سیمان تولید شده تغییر کند. به عنوان مثال درصد فاز C3A در سیمان های نوع دو بین 5 تا 8 درصد و در سیمان های نوع یک بالای 8درصد و در سیمان های نوع پنج زیر 5 درصد می باشد.
کلینکر تولیدی را اگر پودر کنیم سیمان خواهد شد اما تنها مشکل آن زمان گیرش سریع می باشد که برای به تاخیر انداختن و یا تنظیم زمان گیرش حدود 4% سنگ گچ به کلینکر اضافه می شود.
اگر به کلینکر علاوه بر سنگ گچ پوزولان اضافه شود آنگاه سیمان پوزولانی تولید می شود.

پوزولان دارای سیلیس و آلومینیوم آمورف یا فعال می باشد که این عناصر با محصولات هیدراسیون سیمان یعنی 2(Ca(OH وارد واکنش شده و محصولات این واکنش  منجر به سفت و سخت شدن سیمان خواهند شد.


اگر به سیمان آب اضافه شود محصولات واکنش سه ترکیب اصلی زیر می باشند
1- کلسیم آلومینات هیدراته            C-A-H
2- کلسیم سیلیکات هیدراته            C-S-H
3- هیدروکسید کلسیم                   Ca(OH)2


دو ماده اولی مفید بوده و منجر به سخت شدن سیمان می شوند اما سومی خنثی و یا در مواردی مضر می باشد . با اضافه کردن پوزولان به سیمان در حضور آب ، سیلیس و آلومینای موجود در پوزولان که دارای ساختاری آمورف یا فعال می باشند با  Ca(OH)2 (محصول هیدراته شدن سیمان) وارد واکنش شده و مجددا کلسیم آلومینات و کلسیم سیلیکات هیدراته را تشکیل می دهند

Sio2,Al2o3+Ca(OH)2=C-S-H

C-A-H


این دو ترکیب مفید بوده یعنی از یک ترکیب خنثی و یا مضر ترکیبات مفید حاصل می گردد به همین دلیل پوزولان های مرغوب در دراز مدت باعث افزایش مقاومت و کاهش نفوذ پذیری بتن خواهند شد.
یکی از معایب جزئی پوزولان ها شامل به تاخیر انداختن زمان گیرش ، مقاومت اولیه پائین و کاهش کار پذیری ملات و بتن می باشد.


از مزایای سیمان پوزولان می توان به موارد زیر اشاره کرد:
- حرارت هیدراتاسیون پائین   
- نفوذ پذیری کمتر   
- مقاومت شیمیایی بالاتر در مقابل کلر و سولفات

 



تاريخ : دوشنبه سی ام دی ۱۳۹۲ | 22:9 | نویسنده : زهرا - دانلود رایگان
سیمان , تاریخچه و سیر تکاملی کوره های دوار

سیمان , تاریخچه و سیر تکاملی کوره های دوار

 

سیر تکاملی کوره های دوار مشابه سیرتکاملی کوره های سیمان و آهک پزی است. در سال1960 و 1970 توسط یک زمین شناس ، رسوب های طبیعی  سیمانی در مکانی  مربوط  به   12000000BC (قبل از میلاد) کشف شده است که از واکنش بین سنگ آهک و پوسته های  نفت زا در احتراق خودبخودی رخ داده است.

بین 300 تا 3000 BC سیرتکاملی سیمان توسط  مصریها ادامه پیدا کرد . مصریها گل و لای  را  همراه  با  نی و پوشال  جهت به هم چسباندن  آجرهای خشک  در بناهای عظیم مانند اهرام استفاده می کردند.

سپس این تکامل توسط  چینی ها ادامه یافت به طوری که چینی ها از مواد دارای خواص سیمانی در ساخت دیوارهای  بزرگ  سود می بردند. بعدا" پروژه هائی مانند  راه Appian    که توسط  رومی ها  ساخته  شد منجر به استفاده از مواد  پوزولانی از جزیره Pozzuoliایتالیا گردید. بهر حال تاریخچه دقیق استفاده از مخلوط پخته شده  پوزولان وآهک به عنوان یک ماده  چسبنده سیمانی  واضح نیست.در آمریکا پروژه هائی مانند کانالها در نیمه اول قرن نوزدهم، خصوصا" کانالErie ،در واقع اولین تقاضای مصرف سیمان در مقیاس بالا بوده است.

سیمان  پرتلند  به معنای امروزی توسط آقای Joseph Aspdin از انگلستان اختراع گردید . او گچ  نرم  شده  را با  خاک رس نرم شده مخلوط کرده و در یک کوره آهک پزی پخت. در ابتدا از یک کورههای ساکن جهت پخت استفاده می شد و بعد از پختن، اجازه می دادند که محصول خنک شده سپس خرد گردد. بعدا“ در سال 1870 آقای Thomas Millen و دو پسرش برای اولین بارسیمان پرتلند را  در یک قطعه لوله فاضلاب تولید کردند. این شاید اولین علامت  استفاده ازکورههای دوار در آمریکا باشد.

در سال 1885 یک مهندس انگلیسی بنام   F.Ransomeیک کوره افقی با  شیب  ملایم  که در  حال چرخش  بود و مواد از  یک  سر وارد شده و  از سر  دیگر  خارج  می شدند را اختراع کرد.در واقع منشا اصلی پیدایش کوره های دوار امروزی اختراع آقای F.Ransome بوده است.  چون این کوره دارای پخت یکنواختر و بیشتر بود به سرعت جای کورههای قدیمی را گرفت.

آقای Thomas A.Edison نقش مهمی را در پیشرفت کورههای دوار ایفا کرد.اولین کوره بلند دوار او در صنعت سیمان پرتلند در کارخانه سیمان خودش در سال 1902 استفاده شد. این کورهها در حدود 150 فوت طول داشتند . در مقابل کورههای معمول آن زمان که در حدود 60 تا 80 فوت طول داشتند.
در سال 1900 پیشرفت های اساسی در طراحی و بهره برداری از کوره های دوار رخ داد به طوریکه اختراعات زیادی در طراحی و ساخت کورهها انجام شد هر چند که بسیاری از آنها هرگز مفید واقع نشدند.

امروزه از کوره های دوار در صنعت برای احیای سنگ آهن،پختن آهک،کلسیناسیون کک و... بهره می برند.در واقع استفاده گسترده از این کوره ها در صنعت به دلیل قابلیت آنها در پخت مواد از حالت دوغابی تا حالت دانه دانه ای و با توزیع دانه بندی متفاوت و نیز قابلیت کاربرد آنها در محیطهای مجزا می باشند.مثلا" در حالیکه شرایط احیا در داخل بستر مواد است روی بستر مواد شرایط اکسیداسیون فراهم است.(این حالت، یک حالت منحصر به فرد برای کوره های دوار است که در دیگر کوره ها به راحتی قابل دسترسی نیست.)طبیعت  کوره های دوار که توانائی زمان ماند شعله 2-5 ثانیه و ایجاد دمای 2000 درجه کلوین را دارد آن را از نظراقتصادی برای کوره های زباله سوزی،ضایعات کارخانجات و... مناسب می سازد. هر چند که کار با کوره های دوار چندان هم راحت نمی باشد و تولید غبار،راندمان حرارتی پائین،عدم یکنواختی در کیفیت محصول تولیدی مشکلاتی هستند که همراه این کوره ها باقی مانده اند.

انواع کوره های دوار:

طراحی های مختلفی برای کوره های دوار انجام شده که اقتضای کاربرد آنها بوده است. این کوره ها در فرم و شکل های  مختلفی بوده اند   ولی  شکل  کلی آنها  یک  استوانه مستقیم دمبل شکل بوده است.

در داخل کورهها همچنین از موانع یا بالابرهائی برای افزایش زمان اقامت مواد و نیز از  قلابهائی  برای کمک به حرکت و اختلاط مواد استفاده گردید.

جدول : برخی از مزایای ذخیره انرژی در استفاده از بالابر ها در داخل کوره را نشان میدهد.

به دلیل راندمان  حرارتی پائین کوره های طویل اولیه ،  اکثر طراحی ها به دنبال افزایش راندمان اختلاط و انتقال حرارت در کوره بوده اند . لذا اغلب کوره ها به تجهیزات بهبود دهنده انتقال حرارت مجهز  شدند مانند  پری هیتر  ( برای گرم کردن خوراک قبل از ورود به کوره) همچنین از کولر ها جهت خنک کردن  محصول نهائی ، بازیافت حرارت جهت گرمایش هوای احتراق سود بردند.

کوره تر:

الف : خوراک این کوره به صورت دوغاب می باشد.

ب : معمولا“طویل هستند (150 -180متر ) یا (500  -600  فوت)

ج : به منظور افزایش انتقال حرارت بین خوراک و گاز و نیز خرد کردن توده های  بهم  پیوسته  خوراک  از   زنجیرهای طویلی در ورودی کوره استفاده می شود.

د : در صنعت سیمان راندمان خوبی ندارند.

کوره خشک طویل  :

الف : از کوره تر کوتاهترند  . (90-120متر) یا (300 -400 فوت) علت کوتاه تر بودن آن نسبت به کوره ترخشک بودن خوراک کوره و رطوبت کمتر آن است.

ب : مانند کوره تر عمل کلسیناسیون داخل کوره انجام می گیرد.

ج : برای وقتی که اندازه ذرات بزرگ هستند مناسب است.

کوره خشک کوتاه:

الف: کوتاهتر است به دلیل تجهیز به یک پری هیتر(15-75 متر) یا (50-250 فوت)

ب: خوراک خشک است.

ج:بار حرارتی کمتر است

کولرها و خشک کن ها :

کولر استوانه ای:

  1. این نوع کولر متصل وهمراه کوره می چرخد.
  2. جریان گاز و مواد در آنها متقابل است.
  3. تعداد آنها با فرمول ساده زیر قابل محاسبه است:

 

D:قطر کوره

d: قطر کولر

 

کولر با بستر پر شده :(گریت کولر)

  1. مواد بر روی صفحات متحرک پخش می شوند.
  2. جریان مواد و هوای خنک کننده به صورت متقاطع است.
  3. راندمان حرارتی بالائی نسبت به کولر دوار دارند.

کوره با حرارت غیر مستقیم:

  1. این کوره از بیرون گرم می شود.
  2. برای وقتی طراحی می شوند که تماس مستقیم مواد و گاز که منبع گرمائی است امکان پذیر نباشد.
  3. به دلیل راندمان حرارتی پائین این کوره کوچک است.(در حدود 1.3 متر قطر) یا (50 اینچ قطر)

 

منبع:
Rotary Kilns
Transport Phenomena and
Transport Processes

By            
Akwasi A . Boateng

تهیه کننده:  مهندس مهدی قائدی حیدری

 



تاريخ : دوشنبه سی ام دی ۱۳۹۲ | 22:8 | نویسنده : زهرا - دانلود رایگان
بتن هبلکس
بتن هبلکس
 
بتن هبلکس بتن سبک یا بتن متخلخل در سال 1924 میلادی توسط یک آرشیتکت سوئدی اختراع گردید . هم اکنون در اروپا بتن سبک تحت نامهای ( Ytong) و یا ( Hebelex ) عرضه می شود . ساخت این محصول با استفاده از تکنولوژی پیشرفته از طریق اختلاط و پخت مواد اولیه : ماسه سیلیسی، آهک ، سیمان ، پودر آلومینیوم و آب انجام می گیرد . 

عمده خواص بتن سبک ( هبلکس ) عبارتست از :
• وزن مخصوص : هر متر مکعب حدود 600 کیلوگرم .
• مقاومت فشاری : 30 تا 35 کیلوگرم بر سانتیمتر مربع با امکان افزایش آن بر حساب نیاز مصرف کننده .

کار کردن با بتن سبک ( هبلکس ) بسیار آسان است، مثلاً به راحتی می توان آن را ارّه نموده یا میخ در آن کوبید و یا جای پریز یا کانال عبور سیم برق و لوله آب را در آن به وجود آورد. علاوه بر این بتن سبک در مقابل آتش بسیار مقاوم است و کلیه شرایط سلامت محیط زیست را دارا می باشد. 

با توجه به آیین نامه جدید محاسبه ایمنی ساختمان ها در برابر زلزله ، بکارگیری مصالح سبک وزن راه حل مناسب و با صرفه در جهت افزایش ایمنی ساختمان می باشد و بلوک های بتن سبک ( هبلکس ) تأمین کننده این مزیت فنّی است. یک متر مکعب بلوک هبلکس حدود 600 کیلوگرم وزن دارد که برابر 866 عدد آجر به وزن 1750 کیلوگرم می باشد ، به عبارت دیگر یک عدد بلوک 20×25×60 هبلکس مطابق با 46 عدد آجر است، در حالیکه وزن آن برابر وزن 10 عدد آجر بوده و یک کارگر به راحتی می تواند آنرا حمل نماید و سریعاً نیز نصب می گردد .

در ضمن ملات مصرفی برابر 25% ملات مورد نیاز برای اجرای همان دیوار با آجر بوده و به درصد سیمان کمتری نیز دز ملات نیاز دارد. به عنوان مثال چنانچه برای اجرای یک دیوار با آجر به یکصد کیلوگرم سیمان نیاز باشد همان دیوار در صورت استفاده از بلوک های هبلکس 15 کیلوگرم سیمان مصرف می کند.

همچنین بارگیری و حمل بلوک های هبلکس که در قالب های 15/3 متر مکعبی بسته بندی می شوند با استفاده از جرثقیل فکی و تریلی کفی به راحتی و اقتصادی تر انجام میگیرد. یک تریلی 9 پالت بزرگ برابر 35/28 متر مکعب را حمل می نماید.

هبلکس = عایق گرما، سرما، صدا و مقاوم در برابر زلزله و ...

هبلکس = صرفه جویی در آهن یا آرماتور، زمان اجرا، ملات مصرفی، دستمزد و ...

هبلکس = چسبندگی قابل توجه با ملات سیمان و ماسه و گچ و خاک به موجب گواهی وزارت مسکن و شهر سازی .

مزایای فنّی :
سبکی وزن ، عایق در برابر حرارت، عایق دز برابر برودت، عایق در برابر صدا، استحکام و پایداری در مقابل زلزله، آتش سوزی و بسیاری مزایای دیگر از محاسن بلوک های هبلکس نسبت به سایر مصالح قدیمی نظیر آجر های معمولی و آجر های سفال می باشد.

مزایای اجرائی :
با توجه به ابعاد و سبکی و راحتی نصب بلوک های هبلکس در همه ضخامت ها، سرعت اجرای هبلکس نسبت به سایر مصالح به 3 برابر بالغ می گردد.

مزایای اقتصادی :
پروژه های ساختمانی با استفاده از بلوک های هبلکس با در نظر گرفتن سرعت اجرا، به دستمزد کمتری احتیاج دارد و همچنین استفاده از هبلکس به سبب مصرف ملات کمتر و نیز کاهش بارهای وارده به سازه به دلیل وزن کم دیوار ها که موجب کاهش ابعاد سازه می شود، صرفه جویی قابل ملاحظه ای را در هزینه مصالح مصرفی موجب می گردد.

به علاوه در مقایسه میان مصالح سنتی و هبلکس اقلام زیر نیز ارقام توجه ای را تشکیل می دهند :

سرعت زیاد آجر چینی با هبلکس، سرعت زیاد کارهای تأسیساتی، کاهش مقاطع ساختمانی به هنگام محاسبه و صرفه جویی قابل ملاحظه در سازه های فلزی و بتنی. به علاوه استفاده از هبلکس موجب صرفه جویی چشمگیری در انرژی برای سرمایش و گرمایش ساختمان بعد از احداث می شود. همچنین ضایعات هبلکس کلّا به عنوان پوکه مورد استفاده قرار می گیرد در حالیکه ضایعات زیاد آجر عملاً بلا استفاده می ماند.

دستور العمل اجرایی :

1 ) کادر اجرایی : 
کارکردن با هبلکس نیاز به تخصص خاصی ندارد با توجّه به ابعاد و سهولت کار با هبلکس، سرعت اجرا نیز نسبت به آجر نیز نسبت به آجر سفال تا دو الی سه برابر افزایش می یابد .

2 ) ملات مورد نیاز :
همان ماسه و سیمان می باشد و با توجه اینکه بلوک های هبلکس یک نوع بتن سبک می باشد و هم گونی کاملی با ملات ماسه سیمان دارد می توان نسبت ترکیب را به پنج یا شش به یک تبدیل و در مصرف سیمان صرفه جویی بیشتری نمود، در مواردی که تیغه بندی های مورد اجرا با آب و رطوبت سر کاری نداشته باشند ( مثل دیوار اتاق خواب، کار، ...) می توان از ملات گچ و خاک ( به لحاظ صرفه جویی اقتصادی ) نیز استفاده نمود.

3 ) جذب آب :
با توجه به ابعاد و متخلخل بودن بلوک های هبلکس، نم و رطوبت توسط این بلوک ها منتقل نمی شود . در عین این که این بلوک ها نم و رطوبت را نسبت به مصالح مشابه جذب می کند، لذا در زمان استفاده از این بلوک باید نکات زیر را رعایت نمود :

اولاً : قبل از اجرا بلوک ها باید کاملاً خیس نمود. 

ثانیاً : ملات مصرفی را نیز باید با رقّت بیشتری تهیه نمود.

ثالثاً : بعد از اجرا در صورت امکان به دیوارها آب داده شود.

4 ) اندود گچ و خاک :
با توجّه به سطح صاف و صیقلی هبلکس نسبت به سایر مصالح در صورت اجرای صحیح دیوار ها به اندودی بیش از 1 الی 2 سانتیمتر نیاز نخواهد بود ( یعنی در هر طرف نیم الی یک سانتیمتر ) .

5 ) از نظر نصب تأسیسات و روکار :
مانند سایر مصالح می باشد .


برچسب‌ها: بتن, هبلکس

تاريخ : دوشنبه سی ام دی ۱۳۹۲ | 22:8 | نویسنده : زهرا - دانلود رایگان
فرآیند تولید سیمان

فرآیند تولید سیمان

 

فرآیند تولید سیمان عموما به سه بخش کلی زیر تقسیم می شود                                                
-    قبل از کوره ( سنگ شکن ، سالن ذخیره مواد، آسیاب مواد، سیلوهای مواد )
-    کوره ( سیستم پخت )  ( کوره ، کولر، پیش گرمکن)
-    بعد از کوره ( آسیاب سیمان و سیلو های سیمان   )
قبل از کوره :  عملیات فیزیکی خردایش و سایش یعنی خرد کردن و پودر کردن به ترتیب در سنگ شکن ها و آسیاب های مواد خام انجام می شود

مواد اصلی یا مارل سیمان  از معدن استخراج  و به کارخانه منتقل می شوند سپس در سنگ شکن تا ابعاد ماکزیمم یک اینچ خرد می شوند.
سالن های پیش اختلاط (سالن مواد اوایه سیمان ): سنگ خرد شده به سالن های پیش اختلاط منتقل شده و به صورت لایه ای روی هم انباشته می شود و همواره دو پایل یکی در حال انباشت و دیگری در حال برداشت وجود دارد ظرفیت هر پایل به گونه ای است که خوراک کوره سیمان  به مدت یک هفته را تامین نماید.
دستگاه استاکر عملیات انباشت را انجام می دهد و با حرکت رفت و برگشت مواد را در پایل ذخیره میکند آنچه در این سالن ها اهمیت ویژه ای دارد این است که سالن مواد به طور مداوم و پیوسته توسط سنگ شکن به  گونه ای تغذیه شود که خروجی آن به صورت یکنواخت بوده و دستگاه استاکر همواره جریان یکنواختی از مواد اولیه سیمان را انباشت نماید . به عبارتی دیگر مقدار تناژ مواد خرد شده که توسط دستگاه استاکر به صورت لایه ای ریخته می شود همواره ثابت و یکنواخت باشد.
چنانچه به هر دلیلی مقدار تناژ بار خروجی سنگ شکن و یا ورودی سالن تغییر کند نوسانات شیمیایی مواد افزایش می یابد
سالن ها در خطوط قدیمی فقط عمل ذخیره را بر عهده داشتند اما در خطوط مدرن علاوه بر ذخیره سازی عملیات همگن سازی را نیز انجام می دهند و این سالن ها تحت عنوان سالن های پیش اختلاط (اختلاط مقدماتی مواد) نامیده می شوند . در این سالن ها تا حدی نوسانات شیمیایی مواد اصلی یا مارل کاهش می یابد چون مواد توسط دستگاه استاکر به صورت لایه ای در سالن انباشت می شوند و تا حد مطلوبی همگن شده و سپس توسط دستگاه ریکلایمر به صورت مقطعی برداشت و به آسیاب مواد تغذیه می شوند.
توضیح: سنگ آهن و سنگ سیلیس نیز در مسیر جداگانه ای توسط یک سنگ شکن مستقل خرد می شوند  و به خط تولید تغذیه می شوند .

 در هر خط با توجه به نوع سیمان تولیدی در آن خط مواد اولیه با درصد های مختلف مصرف می شود.

آسیاب مواد:

مواد اصلی از معدن توسط سنگ شکن خرد شده به سالن پیش اختلاط و سپس به قیف مربوط به خود قبل از آسیاب و مواد تصحیح کننده (Corrective)  نیز به قیف های مربوط، تغذیه می شوند.در خروجی هر قیف یا بونکر یک سیستم توزین نصب شده و مقدار تناژ هر ماده توسط اپراتور آسیاب مواد تنظیم می شود و در نتیجه در هر ساعت مقدار مشخصی از مواد اولیه و تصحیح کننده به آسیاب تغذیه می شود و مواد اولیه در آسیاب مواد مخلوط و تا دانه بندی معین پودر می شوند. محصول  آسیاب  مواد با دانه بندی و آنالیز شیمیایی تنظیم شده و با  رطوبت کمتر از 0.5 درصد به سیلو های مخلوط و هموژن تغذیه می شوند( با توجه به نوع سیمان. )
از خروجی آسیاب مواد نمونه برداری و توسط دستگاه ایکس ری آنالیز می شود و با توجه به آنالیز شیمیایی ، درصد مواد اولیه و یا تناژ سیستم های توزین تنظیم می گردد. به عنوان مثال اگر درصد اکسید کلسیم کم باشد مقدار تناژ مارل و اگر درصد سیلیس و آلومینیوم کم باشد مقدار تناژ خاک رس و اگر درصد اکسید آهن کم باشد مقدار تناژ سنگ آهن افزایش می یابد و بالعکس.

سیلو های هموژن:

این سیلو ها عملیات همگن سازی و یا مخلوط کردن مواد را بر عهده دارند و نوسانات ساعتی محصول آسیاب را کاهش می دهند.مواد خام باید با ترکیب شیمیایی بهینه با حداقل نوسانات شیمیایی تنظیم شود که کوره بهترین کلینکر را با شرایط پایدار و یکنواخت تولید کند



با افزایش نوسانات شیمیایی مواد:
1-    کیفیت کلینکر افت می کند
2-    آجر نسوز به دلیل کوتینگ ناپایدار و یا نازک صدمه دیده و در نتیجه مصرف نسوز  و توقفات کوره به دلیل نسوز کاری افزایش می یابد.
3-    مصرف انرژی حرارتی افزایش و تولید کوره کاهش می یابد.
4-    احتمال توقفات ناگهانی به دلیل صدمه دیدن نسوز و یا سرخ شدن بدنه افزایش یابد.
باید خوراک کوره با بهترین دانه بندی ، ترکیب شیمیایی و مینرالوژی و حداقل نوسان شیمیایی در سیلو ها  مهیا گردد .


خوراک مناسب = افزایش عمر نسوز ، کاهش توقفات ، افزایش تولید کوره و کیفیت کلینکر 

 

سیستم پخت:

در این بخش مواد خام تحت تاثیر حرارت به کلینکر تبدیل می شوند. برخلاف بخشهای قبلی که فقط تغییرات از نوع فیزیکی بوده در این بخش تغییرات مواد از نوع شیمیایی است یعنی ماهیت مواد تحت تاثیر حرارت تغییر می کند. در طی این فرآیند مواد خام به ماده ای دانه ای شکل و سبز و خاکستری رنگ به نام کلینکر تبدیل     می شوند. سیستم پخت را می توان به سه بخش پیشگرمکن ، کوره و کولر تقسیم نمود. در ابتدا مواد وارد پیشگرمکن شده و در معرض تماس با گازهای داغ قرار گرفته و دمای آن از30 تا 40 درجه سانتی گراد به دمای حدود 900 تا 1000 درجه افزایش می یابند و واکنش های پخت با از دست دادن رطوبت سطحی و رطوبت مولکولی مواد، آغاز شده و سپس واکنش های تجزیه خاک ها و کلسینه شدن آهک  رخ می دهند. مواد نیمه پز خروجی از پیشگرمکن با دمای حدود 900 تا 1000 درجه به کوره وارد می شوند و در کوره  دما افزایش می یابد و واکنشهای کلسیناسیون و تجزیه خاک ها کامل شده تا در منطقه پخت که بالا ترین دما 1450 تا 1500 درجه خواهد بود واکنش های تشکیل فازهای کلینکر تکمیل می شوند.
نکته:20 تا 30 درصد مواد در منطقه پخت ( با توجه به قابلیت پختشان ) به فاز مذاب تبدیل می شود.با بالا رفتن درصد وزنی عناصری چون اکسید آهن ، آلومینیوم ، آلکالی ها ،سولفور و منیزیم در مواد اولیه درصد فاز مذاب در کوره افزایش یافته و قابلیت پخت مواد بالا می رود.علاوه بر ترکیب درصد شیمیایی مواد،ترکیب مینرالوژی و دانه بندی مواد نیز قابلیت پخت را تحت تاثیر قرار می دهند یعنی هر چقدر مواد ریز تر باشند واکنش های پخت راحت تر انجام خواهد شد.
کلینکر خروجی از کوره با دمای 1200 تا 1250 درجه به کولر وارد می شود و با توجه به نوع و راندمان کولر دمای آن به حدود 100 تا 200 درجه کاهش می یابد . کلینکر تولیدی در سالن کلینکر ذخیره می شود.سرعت سرد شدن کلینکر در کولر تاثیر زیادی بر کیفیت و قابلیت پودر شدن آن دارد. وقتی کلینکر به کندی سرد می شود کلینکر به سمت واکنش بلوری شدن پیش می رود و سخت تر می شود و زمانی که کلینکر سریع سرد شود کلینکر شیشه ای شکل و آمورف تولید می شود و میزان مصرف انرژی در اسیاب های سیمان برای پودر کردن کلینکر بلوری بیش از کلینکر شیشه ای می باشد.همچنین در زمانی که کلینکر به آهستگی سرد می شود اکسید کلسیم واکنش نداده(آهک آزاد) و اکسید منیزیم فرصت تجمع و رشد و تشکیل بلور را دارند و به مرور زمان باعث ترک خوردگی و انبساط در سیمان می شوند.اما زمانی که کلینکر سریع سرد می شود این فرصت از آنها گرفته می شود و مولکولهای منیزیم و کلسیم در بین فازها پراکنده شده و کیفیت سیمان تولیدی بالا می رود.
کلینکر= ماده اصلی سیمان
توجه : از هر 1.6 تن مواد خام تنها 1 تن کلینکر تولید می شود و 0.6 تن (حدود 37 درصد) افت وزنی مواد یا Loss می باشد . و از نظر شیمیایی :

 CaCO3→ CaO+ CO2


Co2 از سیستم خارج می شود از هر 100 کیلو گرم یا 100 تن Caco3 (کربنات کلسیم ) 44 درصد یعنی 44 تن گاز CO2 یا Loss خواهیم داشت و حدود 76 درصد مواد اولیه سیمان کربنات کلسیم می باشد.

  

آسیاب سیمان :

در این فرآیند کلینکر با حدود 4 درصد سنگ گچ به آسیاب تغذیه می شود و با سایش همزمان کلینکر و سنگ گچ سیمان پرتلند تولید می شود چنانچه علاوه بر سنگ گچ درصد معینی پوزولان (طبق استاندارد کمتر از 15 درصد) نیز اضافه شود آنگاه سیمان پوزولانی تولید خواهد شد.

سیمان نوع 2 = سنگ گچ %4 + کلینکر نوع دو %96
سیمان پوزولانی = پوزولان %14-%12 + سنگ گچ %4 + کلینکر نوع دو%82 تا %84
سیمان نوع پنج= سنگ گچ %4 + کلینکر نوع پنج %96.


توضیح: سیمان نوع دو و سیمان پوزولانی هر دو با کلینکر نوع دو تهیه و تولید خواهند شد و تنها تفاوت سیمان پوزولانی با سیمان نوع دو در این است که در سیمان نوع دو 96 درصد آن کلینکر (بدون پوزولان) اما در سیمان پوزولانی فقط 82 تا 84 درصد آن کلینکر و 12 تا 14 درصد پوزولان مصرف می شود.


برچسب‌ها: تولید سیمان, سیمان

تاريخ : دوشنبه سی ام دی ۱۳۹۲ | 22:8 | نویسنده : زهرا - دانلود رایگان
آسياب هاي آبي در کوير يزد
آسياب هاي آبي در کوير يزد
 
 
آسياب هاي آبي در کوير يزد 
آسياب كه نام ديگر آن "طاحونه" است، در نقاط مختلف جهان به صورتهاي متفاوتي وجود دارد و براي آرد كردن گندم و غلات ديگر جهت تهيه نان و مصارف مختلف از آن استفاده مي‌شد.

آسياب هاي آبي از جمله آثار تاريخي استان يزد محسوب مي شود که معمولا در کنار آبادي ها و بر سر راه قنات ها ساخته شده اند.

آسياب دستي آن در خانه‌هاي قديمي يزد ، با دو سنگ مسطح وجود دارد كه روي هم قرار مي‌گيرند.

دسته‌اي به سنگرويين متّصل است كه با دست چرخانده مي‌شوند و نام اين نوع آسياب، دستاس است كه بدان "آردچي" و "آرچي" نيز مي‌گويند.

ساختمان داخلي آسياب داراي چند اتاق به منظور استراحت آسيابان و انبار گندمهايي است كه بايد آرد شود.

رئيس سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان يزد در اين خصوص گفت:« قديمي ترين آسياب اين استان ، آسياب آبي اشکذر است که قدمت آن مربوط به دوران ايلخاني است.»

"عزيزالله سيفي" افزود: « اين آسياب يکي از 10 آسياب ثبتي استان است که در فهرست آثار ملي کشور به ثبت رسيده و از ويژگي هاي منحصر به فرد آن مي توان به مقرنس کاري فضاي اصلي ، نقوش هندسي در اطراف ديواره ها ، آجر کاري ظريف در محوطه اصلي آسياب و صحن مثمن آن است.»

وي در ادامه گفت:« هر آسياب داراي قسمت هاي مختلفي است که عمده ترين قسمت آن "تنوره" است که به صورت مخروطي وارونه طراحي مي‌شد ، به گونه اي که آب ذخيره شده در آن از روزنه اي کوچک با فشار پره ها ،سنگ آسياب را حرکت مي داد.»

وي با بيان اين كه فضاي اصلي آسياب ها در دل زمين جاي دارد و بخش نمايان آن شامل نورگيرها و ورودي آسياب است افزود: « از ديگر قسمت هاي آسياب مي توان سنگ زيرين و زبرين را نام برد که سنگ زيرين آن بسيار مقاوم تر است.»

وي با بيان اينکه آسياب هاي آبي از جمله جاذبه هاي تاريخي اين استان به شمار مي رود تصريح كرد :« از ميان آسياب هاي معروف استان مي‌توان آسياب هاي سنگ سياه ده آباد، بيده، باغستان، گرمسير تفت، دو سنگي محمد آباد ميبد، تفت ،ندوشن و علي آباد را نام برد.»

در حال حاضر آسياب گرمسير تفت فعال است و به عنوان يک جاذبه خاص اکوتوريستي محسوب مي شود.


برچسب‌ها: آسياب های آبی, کویر

تاريخ : دوشنبه سی ام دی ۱۳۹۲ | 22:8 | نویسنده : زهرا - دانلود رایگان
سنگ گچ

سنگ گچ

 

سنگ گچ مورد استفاده در صنعت سيمان از نوع ژيپس و داراي فرمول شيميائي CaSO42H2O مي باشد . حدود 4 درصد سنگ گچ جهت كنترل گيرش سيمان به كلينكر خروجي از كوره افزوده مي شود و سپس در آسياب سيمان پودر مي گردند. قبلاً سنگ گچ در سنگ شكن خرد شده و سپس در قيف مربوطه ذخيره شده است . سرعت تركيب پودر كلينكر با آب بسيار شديد است و بهمين خاطر از سنگ گچ براي كنترل اين تركيب و گيرش سيمان استفاده مي شود.

سنگ گچي كه در موقع آسياب كردن به كلينكر اضافه مي شود، حدودا 18 درصد آب تبلور دارد، اين مقدار آب جدا از رطوبت سطحي  ناشي از شرايط استخراج ونگهداري سنگ گچ است.

اگر درجه حرارت شديداً بالا باشد، مقدار زيادي از گچ دهيدراته شده  و سولفات كلسيم بدون آب بوجود مي آيد كه داراي ميل تركيبي شديدي با آب دارشته و باعث گيرش كاذب ميشود.

سنگ گچ به صورت هاي زير وجود دارد:

CaSO4.2H2O Gypsum Calcium sulfate dihydrate
CaSO4. ½H2O Hemihydrate Calcium Sulfate Hemihydrate
CaSO4 Anhydrite Calcium Sulfate

مصارف سنگ گچ عبارتند از : پوشش داخلی ساختمان ، گچبری ، قالبهای ریخته گری دندان و جواهرات ، همچنین در تهیه سیمان و کشاورزی. ژیپس در صورتی که حرارت داده شود به تدریج آب خود را از دست می‌دهد و به گچ تبدیل می‌شود (1/2H2O و CaSO4). گچها را به دو نوع آلفا و بتا تقسیم می‌نمایند. گچ آلفا در اتوکلاو و در فشار و حرارت حدود ْ97C تولید می‌شود، در صورتی که گچ بتا در دمای 100 درجه سانتیگراد بدست می‌آید.

 

گچ نوع بتا به دلیل حلالیت بالا و زمان گیرش کوتاه به مصارف ساختمانی می‌رسد. قسمت اعظم گچ به عنوان پوشش داخلی ساختمانها مصرف می‌شود. گچ آلفا به دلیل زمان گیرش طولانی و حلالیت کم به عنوان قالب در دندان سازی ، مجسمه سازی و جواهرات استفاده می‌شود. 

مشخصات:

سيستم تبلور:مونوكلينيك

رده بندي:سولفات

جلا:شيشه اي - صدفي

شكستگي:    شفافيت:شفاف - نيمه شفاف

خواص شيميايي
قابل انعطاف وكمي درآب گرم حل ميشود . دراثرذوب آب خودراازدست مي دهد . دراسيدكلريدريك گرم حل ميشود . توسط آب والكل تميزميشود.

تركيب شيميائي:

CO3=32.57% SO3=46.50% H2O=29.93%

رنگ كاني :بيرنگ - برحسب ناخالصي ممكن است سفيد - خاكستري - زرد قهوه اي متمايل به آبي نيز يافت مي شود.

رنگ اثر خط :سفيد

ساير مشخصات:

قابل انعطاف وكمي درآب گرم حل ميشود.داراي لومينسانس اغلب زردوسبزاست.ورقه هاي ژيپس دراثركلسيتي شدن ازهم جدا ميشوند و در اثر ذوب آب خود را از دست ميدهند. در اسيد كلريدريك گرم حل ميشود. توسط آب و الكل تميز ميشود.كانيهاي مشابه آن كريوليت، كلسيت، انيدريت، آلباتراست.

از كلمه لاتين gypsum به معناي شبان گرفته شده است.

منبع:

شیمی فیزیک سیمان برای مهندسین راه و ساختمان : ترجمه مهندس عزیزیان

ویکی پدیا

پایگاه ملی داده های علوم زمین کشور

دانشنامه رشد

افزودنی تبدیل گچ به سیمان


برچسب‌ها: سنگ, گچ

تاريخ : دوشنبه سی ام دی ۱۳۹۲ | 22:8 | نویسنده : زهرا - دانلود رایگان
اندازه گیری سختی آب

اندازه گیری سختی آب

 

سختي بطور عمده بر اساس دو فلز كلسيم و منيزيم سنجيده مي شود. بطور كلي عوامل سختي كاتيون ها مي باشند مانند آلومينيوم ، آهن ، منگنز و روي در سختي آب شركت مي كنند ولي كلسيم و منيزيم به مقدار زياد وجود دارد و كاتيون هاي ديگر يا وجود ندارند يا به مقدار خيلي كم هستند.

سختي به صورت (ppm mg/lit) كربنات كلسيم اندازه گيري مي شود. البته واحدهاي ديگري نيز وجود دارد:

1-    واحد فرانسوي:                               F = 10 mg/lit CaCO3

2-    واحد آلماني:                                      A = 10 mg/lit CaO

3-    واحد انگليسي:                  E = 1 grain / 1 gallon CaCO3

1 grain= 0.065 gr  و  1gallon= 4.546 lit

انواع سختي:

1-    سختي كلسيم CaH               Calcium Hardness

2-    سختي منيزيم MgH           Magnesium Hardness

3-    سختي كل TH                           Total Hardness

4-    سختي دائم                         Permanent Hardness

5-    سختي موقت                       Temporary Hardness

سختي كل (TH) مجمع مقدار كلسيم  (2+Ca) و منيزيم (2+Mg) مي باشد.

سختي دائم يا سختي غيركربناتي (Noncarbonated Hardness) شامل سختي بدون نمك هاي بي كربناتي (مانند كلرور ، سولفات و غيره) مي باشد.

سختي موقت يا سختي كربناتي (carbonated Hardness) شامل بي كربنات كلسيم و منيزيم است و از تفاوت سختي كل (TH) و سختي دائم بدست مي آيد.

 

سختي كل با حرارت دادن از بين نمي رود ولي سختي موقت همانطور كه از نام آن پيدا است با حرارت دادن از بين  ميرود .

سختي موقت (سختي كربناتي ) كه بي كربنات كلسيم و منيزيم است با حرارت يا ازدياد pH مي توان  آن راكاهش داد

حرارت     Ca2+ + 2 HCO3- →  CaCO3 + H2CO3

حرارت     Mg2+ + 2 HCO3- →  MgCO3 + H2CO3

PH ازدیاد    HCO3- + OH- →  H2O + CO32-

 

اساس روش اندازه گيري سختي كل (TH):

نمكهاي كلسيم و منيزيم در PH=10 با EDTA ايجاد كمپلكس Mg+2 و Ca+2 مي كند . كاتيونهاي كلسيم و منيزيم در PH=10 با معرف اريو كرم بلك ايجاد رنگ قرمز مي كند.  با تيتراسيون EDTA و تغيير رنگ از قرمز  به آبي مي توان سختي كل را تعيين كرد . در صورتي كه نرماليته EDTA مصرفي 0.02 نرمال باشد:

TH(as CaCO3) = (V(m) EDTA × 1000)/V Sample

 

تنظيم pH در pH=10 به اين علت است كه كمپلكس Mg+2 و Ca+2 با EDTA در اين PH پايدارتر است.

EDTA يا اتيلن دي آمين تترا استيك اسيد داراي  فرمول زير است.

 

EDTA بصورت H4Y و  -H3Y و  H2Y-2 و HY-3 وY-4 است. كه در pH=10  بصورت HY-3 حدود 67 درصد و Y-4 حدود 33 درصد می باشد.

نقطه پايان تيتراسيون با EDTA:

در سختي كل بعد از اضافه كردن بافر pH=10 و در سختي كلسيم پس از تنظيم pH در13-12 معرف را اضافه مي كنند . معرف با كلسيم و منيزيم ايجاد كمپلكس مي كند

Ca2+ + Ind    →      CaInd

Mg2+ + Ind     →       MgInd

با افزايش EDTA كمپلكس با فلز بوجود مي آيد.

Ca2+ + Y4- →  CaY2-

Mg2+ + Y4- →  MgY2-

زماني كه كلسيم و منيزيم به طور كامل با EDTA كمپلكس تشكيل دادند EDTA سراغ كمپلكس CaInd وMgInd  مي رود و آن را مي شكند و ما تغيير رنگ را مي بينيم.

CaInd + Y4- →   CaY2- + Ind-

CaInd+ Y4- →  CaY2- + Ind-

در ايروكرم بلك تي زمانی كه ايجاد كمپلكس با Ca+2 و Mg+2 كرد ايجاد رنگ قرمز مي كند و زماني كه تيتراسيون به نقطه پاياني رسيد به رنگ آبي در مي آيد.

MIn- + HY3- →    MY2- + HIn2-

معايب روش اندازه گيري سختي آب:

1-    مزاحمت يون هاي فلزي:

اكثر يون هاي فلزي در اين آزمايش مزاحم هستند زيرا با EDTA تيتر مي شوند و همچنين مي توانند نقطه ختم عمل را بپوشانند. يون هاي فلزي مزاحم را مي توان با اجسام Inhibitor قبل از تيتر كردن با EDTA رسوب يا به صورت يون هاي كمپلكس در آورد.

براي رفع مزاحمت آهن مي توان از سيانور پتاسيم (KCN) استفاده كرد. سيانور پتاسيم با آهن ايجاد كمپلكس مي كند كه از كمپلكس با EDTA پايدارتر است.

سيانور پتاسيم خيلي سمي است بنابراين از محلول آن نبايد استفاده كرد بلكه بايد از پودر آن براي رفع مزاحمت آهن استفاده شود.

براي رفع مزاحمت سرب و روي از سولفيد سديم (Na2S) استفاده مي شود كه به صورت Na2S.5H2O يا Na2S.9H2O استفاده مي شود. سولفيد با روي و سرب ايجاد رسوب مي كند:

Pb2+ + S2- →   PbS(S)

Zn2+ + S2- →  ZnS(S)

2-    مزاحمت مواد آلي:

مواد آلي ايجاد رنگ نموده و رنگ معرف را مي پوشانند و براي حذف اين مواد نمونه را در 550 درجه سانتيگراد كلسينه ميكنيم. عمل كلسينه كردن بايد بدون افزودن اسيد سولفوريك باشد و فقط بايد پيروليز حرارتي انجام گيرد. براي اينكار 100 سي سي نمونه را حرارت داده تا خشك شود سپس در كوره الكتريكي در درجه حرارت 550 درجه سانتيگراد حرارت داده تا مواد آلي از بين بروند. سپس حدود 20 سي سي اسيد كلريدريك 1 نرمال افزوده و با سود 1 نرمال خنثي مي كنيم تا PH به 7 برسد. سپس حجم نمونه را با آب مقطر به 50 سي سي رسانده و بعد از سرد كردن طبق دستورالعمل ، سختي را اندازه گيري مي كنيم.

3-    مزاحمت مواد اكسيد كننده:

اكسيد كننده ها رنگ معرف را از بين مي برند. براي رفع اين مزاحمت از احيا كننده هيدروكسيد آمين هيدروكلريد (NH2OH.HCl) استفاده مي كنند. اين ماده رنگ معرف را حذف مي كند ولي روي معرف تاثيري ندارد. 4.5 گرم هيدروكسيد آمين هيدروكلريد را در 100 سي سي اتانول يا ايزوپروپيل الكل حل مي كنند . يك سي سي از اين محلول براي رفع مزاحمت مواد اكسيد كننده و يا رنگ بري مواد آلي كافي است.

منابع:

كتاب شيمي آب تاليف دكتر دانشور

دستورالعمل آزمايشات آب تاليف خانم مهندس رياحي

كتاب تصفيه آبهاي صنعتي تاليف مهندس مرتضي حسينيان

كتاب آب شناسي تاليف دكتر غفوري و مرتضوي

كتاب مباني شيمي تجزيه  تاليف اسگوگ , وست


برچسب‌ها: اندازه گیری, سختی آب

تاريخ : دوشنبه سی ام دی ۱۳۹۲ | 22:8 | نویسنده : زهرا - دانلود رایگان
ساختارشکنی ( معنا ) Description
ساختارشکنی ( معنا ) Description
 
 
ساختارشکنی ( معنا ) Description : مقاله حاضر کوششی است در جهت بازنمایی و فتح باب آشنایی عمیق تر با " ساختارشکنی" . مقوله ای که چند سالی است در کشور ما نام برده می شود ، اما متاسفانه قشر متفکر ما ، کمتر با آن آشنایند و اساتید نیز کمتر به توضیح آن پرداخته اند( طوری که حتا هنوز به یک ترجمه واحد از نام آن نرسیده ایم.استفاده از واژگانی چون " ساخت شکنی" ، " ساختارشکنی"، " شالوده شکنی " ، و حتا " ساختارزدایی(!) " Article text: حقیقتی وجود ندارد؛ هر چه هست ، تاویل است. / نیچه مقاله حاضر کوششی است در جهت بازنمایی و فتح باب آشنایی عمیق تر با " ساختارشکنی" . مقوله ای که چند سالی است در کشور ما نام برده می شود ، اما متاسفانه قشر متفکر ما ، کمتر با آن آشنایند و اساتید نیز کمتر به توضیح آن پرداخته اند( طوری که حتا هنوز به یک ترجمه واحد از نام آن نرسیده ایم.استفاده از واژگانی چون " ساخت شکنی" ، " ساختارشکنی"، " شالوده شکنی " ، و حتا " ساختارزدایی(!) " ، مبین عدم توافق متفکران ایرانی و بی تردید ، ناشی از عدم درک صحیح و عمیق از این مقوله می باشد. ).از این رو ، بسیاری نوشته ها و نیز آثار هنری و پروژه های معماری، که در اصل فاقد مفهوم باشند را به ساخت شکنی منتسب می نمایند.این نیاز به شناخت ، و همچنین اعطای جایزه پریتزکر سال 2004 ، به " زاها حدید" - مهراز(= معمار) بانوی ساختارشکن - بهانه ی نگاشتن این مقاله شد. روشن است که نوشته ی زیرین ، تنها دریچه ای به این منظر می گشاید و مخاطب عمیق ، نیاز به مطالعه ی بیشتر را احساس خواهد کرد. ساختارشکنی ( معنا ) ساختارشکنی( Deconstruction ) را تعریف نمی باید کرد ، چرا که این کار ، اساسا با " روح " ساختار شکنی در تضاد است. " ژاک دریدا " واضع نظریه ی ساختار شکنی ، هر گونه تعریف و تاویل دقیق و عبارت مند را از نظریه اش ، برنتافته ، آنرا نوعی " ساختار قائل شدن " برای مقوله ای که می خواهد ساختار را " بشکند " می شمرد.از این روی ، آثار ، نوشته ها ، مصاحبه ها و سخنرانیهای دریدا و پیروانش ، جملگی ، آثاری گنگ ، مبهم و درک ناشدنی به نظر می رسند.بنابر این خطر " بدفهمی " - که مسلما بسیار بدتر از " نافهمی " است - خواننده ی این آثار را تهدید می کند و این دقیقا همان چیزی است که دریدا و دیگر ساختار شکنان ، مخالفان و منتقدان شان را همواره بدان محکوم می کنند. اما هدف ساختار شکنی را روشن تر و واضح تر می توان دریافت.مرزها و محدودیت ها را شکستن ، دست یافتن به چشم اندازهای تازه یا به عبارتی کشف قلمروهای جدید، بر هم زدن و ریشه کنی نظم های مفهومی و چارچوب های فکری به ارث رسیده و ترجمان آنها علیه پیش انگاره های خودشان به منظور عریان و تجزیه کردن ، از برج عاج استحکام و ثبات پایین کشیدن و سرانجام ، باژگونه نمودن این انگاره ها ، هدف تیغ تیز ساختار شکنی و وظیفه آن محسوب می گردد. تا کنون قضاوتهای بسیار متفاوت و در اغلب موارد متضادی را در مورد ساختارشکنی شاهد بوده ایم. برخی، ساختارشکنی را، نمود پوچ گرایی( به مفهوم عام کلمه ) دهشتناک و فزاینده ای می دانند که در هنر غرب متجلی شده ، و دریدا در آثار عجیب و تب زده اش ، توجیه کننده آن است.این عده ، آثار دریدا را، مالیخولیایی ، برآمده از یک ذهن پیچیده می یابند. ذهن پیچیده ی یک یهودی فرانسوی تبار الجزایری ، که فجایع جنگ دوم جهانی اورا تاثیر بخشیده است. در مقابل ، کسانی دیگر، با یاد آورد متدولوژی بررسی هنر جدید، اعتقاد دارند دریدا، الهام بخش ریشه های واقعی هنر ناب می باشد. ساخت شکنی در لحظه ای اتفاق می افتد که ، یک " متن" به مدد ترفند های موجود در " بازی زبانی " مربوط به خودش ، قصد امحای عناصری را دارد ، که به لحاظ مفهوم و منطق زبان آورانه ، و همچنین توازن حسی، تناسب متن را به هم می زنند.در این هنگام است که یک ساختارشکن ، هسته های ویرانگر متن را می یابد و بیرون می آورد ، و به کمک آنها ، متن تجزیه شده را از استحکام می اندازد ، و انگاشت هایی را که در ذهن راحت طلب انسان مخاطب ، به راحتی لمیده است ، واژگون می سازد. از نظرگاه دریدا ، معنا ، تابعی از مجموعه ی بسیار پیچیده ی روابط ناخودآگاه میان گوینده و شنونده و شرایط ویژه ی آنهاست. پس هرگز تسلط کامل برآن چه گفته می شود ممکن نیست. بنابراین گنگی و ابهام ، بخش جدا ناشدنی معناست.این ویژگی ذاتی، تعبیر و تفسیر را به وجود می آوردو این تعابیر ، عطف به عدم تسلط کامل بر معنا ، گاه ضد و نقیض می نماید. با اتکا به همین تعبیر از مفهوم معنا، در می یابیم که ساختارشکنان ، به راستی برآن اند که به وجود آورنده ی اثر را - چه در قالب گفتار، چه نوشتار ، و چه صور دیگر - با توجه به دلایل منتج از تاویل اثر، رد کنند و در بسیاری از موارد ، مدعی هستند ، فرضیات مسلم فراوانی که به وجود آورنده ی اثر، دعوی خود را بر آن استوار ساخته ، خود، دلایل اصلی را بی اثر می کنند، اگر تا دست یابی به نتایج منطقی تعقیب شوند و ذرات قابل ساختار شکنی آنها استخراج شده ، ساختارشکنی گردند. دریدا ، آن چه از پیشینیانش - نظیر کانت ، هگل ، مارکس و ... - به او رسیده را ، یکسره ، به دور می افکند و اذعان می کند که هدف غایی و دیدگاه استدلال مطلق که محل رجوع اصلی صدور یک حکم باشد ، اصولا وجود ندارد. پس از کنارگذاردن مرجع مهمی چون دین، در دوران مدرنیسم، و مرجع قراردادن عقل ، و همچنین ، ردکردن مرجعیت عقل در دوره ی پسامدرن، این نتیجه گیری برای انسان امروز ، بس مایوس کننده می نماید. سیر نتیجه گیری های خردستیزانه ی دریدا بیشتر مایوس مان می کند ، آن گاه که درمی یابیم ، وی فلسفه را گفت و گویی می یابد ، که فی ذاته ، منکر ابهام و گنگی معناست.بدیهی ست کسی که معنا را اساسا روشن نمی بیند ، هرگونه تلاش برای تبیین آن را عبث خواهد یافت.تاریخ فلسفه از دید دریدا ، رشته ای کوشش بیهوده است ، برای دست یافتن به معیارهایی که بتواند پایه ی روشنی معنا باشد. اما دریدا ، همه جا این گونه تند به مفاهیم نمی تازد. او در مورد مفاهیمی که " بسیار وسیع و قدیمی و سخت پابرجاست " ، نه به سان یک منتقد ، که چونان محققی دقت مدار رفتار می کند. گو این که از نظر وی " این زمینه ها یا بافت ها نیز به رغم پایداری نسبی ، چیزی بیش از یک زمینه یا بافت نیست. " دریدا در قبال انتقادهایی که ساختارشکنی را در برخی موارد ، منجمله ساحت سیاست و اخلاق ، خنثی می داند ، ساختارشکنی را مقوله ای می شمرد که "همواره دخالت می کند. " عدالت - اگر وجود و حضوری برای آن قائل شویم - عامل عریان کننده ی تمام نا ملایمت های زندگی بشر می باشد.اگر چیزی به نام عدالت وجود داشته باشد ، همان چیزی ست که می باید زندگی خو گرفته ی بشر را ، از درون خرد کند و ازآن چیزی بسازد که در ذهن بشر به صورت آرمان رسوب کرده ولی هرگز عینیت نیافته است. پس عین ساختار شکنی ست. در حقیقت به تعبیر دریدا ، پرسش اصلی ساختارشکنی ، عدالت است ( پس ذاتا سیاسی ست.) . نقل قول خود دریدا در این جا لازم می آید که : " عدالت ، اگر چنین چیزی وجود خارجی داشته باشد ، بیرون و فراسوی نظام های حقوقی ست و ساختار شکنی نمی پذیرد. درست همان طور که خود ساختار شکنی هم ساختارشکنی نمی پذیرد. ساختارشکنی ، عین عدالت است. " با وجود همه ی ادعاهای دریدا ، منتقدان اش ، ساختارشکنی را به این اشکال متهم می کنند که هم می خواهد پایه های " عقل - محوری" را بلرزاند ، هم از این پایه ها ( مفاهیم ) در جهت توجیه انتقادی خود ، بهره برداری می نماید. بر همین اساس ، منتقدان ساختارشکنی ، هنوز ، پاسخ خود را مبنی بر این که آیا ساختارشکنی ، زبان مناسب بیان " دیگر ِ خرد " ویا " دیگر ِ فراموش شده " هست یا خیر ، به روشنی درنیافته اند. * * * مطابق آن چه سخن رفت ، ساختارشکنی، نظریه ای یک - دست تر و راه - گشا تر از نظرات پیشین نیست ( و نمی خواهد باشد.) و صرفا به چشم شيوه اي براي " قرائت " مي توان به آن نگريست . هدف آن ، همواره ، هجمه به هر نوع ادعا و نیز توهم عقل ، در توانایی دست یافتن و شناخت پیش انگاشت های خود می باشد. به عبارت دیگر ، هدف ساختارشکنی ، خرد کردن وهم و رویای عقل ، در نیل به درک والاتری از معنا می باشد. بی تردید زمان خواهد گذشت و ما روزی ، جزئی از تاریخ خواهیم شد.گرچه دریدا مدعی ست که ساختارشکنی ، ساخت شکن پذیر نیست ؛ اما در آن هنگام ، آیندگان با ذهنی منتقد و کنجکاو - شاید - ساختارهای شکسته شده را دوباره ساختارشکنی کنند و احتمالا به دو نتیجه ی متضاد خواهند رسید: یا حاصل " باز - ساختارشکنی " متنها ، بازگشت به اصل متن خواهد شد - که در این صورت ، محض تنوع ، دور باطل زده ایم - ؛ یا چشم مشتاق بشر به منظر جدیدی گشوده خواهد شد و به کشف حقیقت - اگر موجود باشد - نزدیک تر. جمله ای از " ژان فرانسوا لیوتار " - اندیشمند برجسته ی معاصر - در پایان ، ضعف قلمم را پوشیده تر خواهد نمود : " ما اساسا با نگاهی تازه جهان را می نگریم و پرسش های فرارویمان ، در گوهر خود ، با هر پرسش پیشین متفاوت اند؛ زیرا به گونه ای ژرف و بنیادین " بی پاسخ " هستند ... نه علم ما علم است و نه فلسفه ی ما فلسفه، و اگر این واژگان را به این سهولت به کار می بریم ، از سر ناگزیری ست . " پی نوشت : به عقیده ی من در روزگار ما ، بهترین نگرش به ساختارشکنی در قالب معماری صورت پذیرفته است. بس ، بسیارند نام هایی که عنوان معمار ساختارشکن را به دنبال می کشند ، لیکن در این میان ، چند نام بزرگ ، با ارائه ی آثاری ارزنده ، درخور و شایسته ، می درخشند. " پیتر آیزنمن " ، " زاها حدید" ، " فرانک گِری " ، " برنارد چومی " ، " کوپ هیمل بلاو " ، " رِم کولهاس " ، دانیل لیبسکیند " و چندی دیگر ، بر صحت افکار ژاک دریدا مهر تایید زده اند.آن ها نه تنها فضاهای زیستی جدیدی را با معیار قرار دادن این تفکر آفریدند ، بل ، انگاره های سنتی را به آوانگاردترین وجهی ، طرد نموده اند. البته ، نکته قابل تامل اینجاست که اینان ، تنها و تنها ، در حوزه ی فرمالیسم توانسته اند به آرای دریدا نزدیک شوند و با اندکی دقت درمی یابیم ، آثار ساختار شکنانه ی آنها ، خود ، دارای ساختار قدرتمند و تکنیکالی ست که فاصله ی زیادی با ساختارشکنی حقیقی دارد. درواقع آنها - تا اینجا - به دلیل محدودیت امکانات ، تنها ، تصور و عادت ذهن راحت طلب ما را ، اندکی ، ساختارشکنی کرده اند


برچسب‌ها: ساختارشکنی, معماری

تاريخ : دوشنبه سی ام دی ۱۳۹۲ | 22:7 | نویسنده : زهرا - دانلود رایگان
عناصر شهری
عناصر شهری



سرآغاز

  عصری را که در آن زندگی می کنیم ، عصر انقلاب علمی و فنی نامیده اند. و این بدان مفهوم است که تحولات علم و فن که ویژگی انقلابی یافته است، به اهرم اصلی دگرگون سازنده ي جهان بدل شده است.
  بدین سبب، ضرورت دستیابی به پیشرفتهای علمی برای کشورهای در حال توسعه، امروزه تفنن نیست ، حتی ضرورت تنها هم نیست، ضرورت گریزناپذیر و عاجل است. مسئله مرگ و زندگی است.
جای ما در این میانه کجاست؟
درباره ي آن ضرورت چه فکر کرده و چه تدبیری اندیشیده ایم؟
  دشواریهای زندگی و از همه مهمتر کادر جامعه ای که درگیر مشکلات جدی بوده و هنوز برای بخش بزرگی از مردمش مسئله ای سرپناه (آنهم نه مسکن ) مسئله ای جدی و حاد است، شاید بتواند توجیه گر آن تفکری باشد که پرداختن به مسائل علمی را تفنن می دادند، لیکن برای غلبه بر دشواریهای کنونی چاره ای جز تلاش برای مجهز شدن به امکانات و دستاوردهای انقلاب علمی و فنی باقی نمی ماند.
  اما به این امر نیز باید توجه نمود که مجهزشدن به این امکانات و دستاوردها، که عنصر فرهنگی مهمی را نیز در بطن خود دارند، مسئولیت سنگین تری را بر دوش ما قرار می دهد. آنچه با علم پیشرفته تر می آید، فرهنگ ویژه يي خود را به همراه می آورد. استفاده از دستاوردهای آن علم، مسئولیت خاصی در زمینه ی انطباق آن فرهنگ ویژه بر فرهنگ ملی ما ، ایجاب می نماید.
  ما مدعی بر عهده گرفتن این مسئولیت خطیر نیستیم، لیکن تلاش می کنیم تا به سهم و در حد توان خویش ، با نشر تجربیات و دستاوردهای علمی و فنی در زمینه ي شهرسازی و معماری ، پاسخی به آن ضرورت ارائه کرده باشیم.

  لئون کریر در مقاله ای که ترجمه ي آنرا پیش رو دارید، با دیدگاه پست مدرنیستی
  به تشریح عناصر شهری پرداخته و نظریات لوکوربوزیه و گروپیوس را در این رابطه مورد انتقاد
  قرار می دهد.
  توجه ي اصلی لئون کریر در عناصر شهری به بلوک ساختمانی معطوف است و بلوک
  معطوف است و بلوک ساختمانی را مهمترین عنصرگونه- شناساند در ترکیب فضاهای شهری و
  عنصر کلیدی در هر الگوی شهری می داند. او دراین مقاله به بررسی رابطه ي بلوک ساختمانی
  با فضای شهری پرداخته و مقیاس ، اندازه وجهت استقرار بلوکها را مورد بحث قرار می دهد.
  نویسنده در انتهای مقاله به تشریح پروژه ي مرکز برلن غربی می پردازد که به اعتقاد
  او نتیجه ي مستقیم تا ملات و نظرات وی در مورد اندازه ي بلوک شهری است.
  امید است این مقاله بتواند زمینه ي مناسبی را جهت مقایسه يي دو دیدگاه" پست 
  مدرن" و "مدرن" نسبت به عناصر شهری به دست دهد.
-2-
عناصر شهری
 لئون کریر
مقایسه ای در مقیاس برابر، نشان می دهد که تا چه میزان ناحیه بندیهای شهری رو به
تلاشی می رود و این تلاشی، نه فقط از نظر کالبدی یا عملکردی، بلکه بالاتر از همه از
نظر اجتماعی صورت می پذیرد. پیچیدگی اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و میزان تراکم
شهر وین در دوران پیش از صنعتی شدن ، نمی توانست عریانتر از این در تقابل با تهی
  بودگی اجتماعی و فرهنگی هوف به نمایش گذارده شود. یک شهر تا حد یک تظاهر هنری
  صرف تنزل یافته است.  
 اگر پیوسته در این مقاله از شهر اروپایی يا بلوک بندی و خیابان بندی سنتی شهری سخن می گویم، منظورم شهر دوران پیش از صنعتی شدن، یعنی شهری با عملکردهای مختلط و بدون وسایل مکانیکی حمل و نقل است.
  همچنین منظور من از ذکر بلوک ساختمانی مدرن نیز ، بلوکهای مسکونی و غیرمسکونی قرن نوزدهم و نیز بلوکهای حاشیه ای قرن بیستم است. من تمامی گونه شناسیهای ممکن معاصر مانند زیلنبو(1) و بلوک برج مانند را از این بحث مستثنی کرده ام و بنابراین تمام توجه خود را بر آن اشکال ساختمانی متمرکز ساخته ام که در آنها می توان رابطه ای دقیق و دیالکتیکی ما بین نوع ساختمان ، شکل قطعه و نوع فضای عمومی را مورد تحقیق قرار داد.


-3-
ملاحظات عمومی
  هدف من از این مقاله، ارائه ي نقدی فرهنگی و ریخت شناسانه از تحول دردناک و غریب بلوک شهری است. پس از سالها بحث و تفکر، متقاعد شده ام که نه دلیل صرفا اقتصادی و نه فنی ، هیچیک علل اصلی سیرتخیلی تحول
معماری 
برنامه ریزی و طرح ریزی
شهری و منطقه ای

عناصر شهری
لئون کریر


برچسب‌ها: شهر, شهر سازی

تاريخ : دوشنبه سی ام دی ۱۳۹۲ | 22:3 | نویسنده : زهرا - دانلود رایگان
زهکشی

زهکشی


آب جاری یا آبی که از چشمه‌ها خارج می‌شود، نباید از روی یک ناحیه ناپایدار حرکت کند. وجود آب در سطح دامنه ، علاوه بر نقش فرسایشی ، به راحتی می‌تواند به داخل دامنه نفوذ کرده و به سرعت بر ناپایداری آن بیافزاید. دور نمودن آب از سطح دامنه و جلوگیری از نفوذ آن ، مخصوصا در مورد دامنه‌هایی که بطور بالقوه ناپایدارند، از مهمترین روشهای مهندسی دستیابی به پایداری است.


انواع روکشهای زهکشی آبهای سطحی


شبکه زهکشی بسطی

برای آن که آب به داخل دامنه نفوذ نکند باید ترتیبی داد تا هرچه زودتر سطح دامنه را ترک کند.احداث آبروهای مناسب در سطح دامنه ، یا در روی پلکانها ، یکی از مهمترین تمهیدات در این مورد است. این آبروها باید ضمن دارا بودن گنجایش و شیب کافی ، بسترشان نیز غیر قابل نفوذ باشد. برای جلوگیری از تخریب و پر شدن این جویها در طول زمان ، می‌توان آنها را با قطعات سنگ پر نمود.
این روش در مورد دامنه‌های خاکی یا دامنه‌های متشکل از سنگهای تجزیه شده ، مفید واقع می‌شود و می‌تواند علاوه بر پیشگیری ، در مراحل اولیه حرکت دامنه نیز نقش ترمیمی داشته باشد. نقش مهم دیگر شبکه زهکشی سطحی جلوگیری از فرسایش سطح دامنه توسط آبهای جاری است.
مسدود کردن شکافها
ترکها و شکافهای سطحی محلهای مناسبی را برای نفوذ آب به داخل دامنه فراهم می‌کند. وجود این شکافها ، مخصوصا در مراحل آغازین توسعه یک ناپایداری جدید ، مشکل آفرین تر می‌شود. پر کردن این شکافها توسط مواد غیر قابل نفوذی مثل رس ، بتن یا مواد نفتی می‌تواند تا حدود زیادی از انباشته شدن آب و نفوذ آن به داخل دامنه جلوگیری کند. این روش هم در مورد دامنه‌های خاکی و هم سنگی قابل اجراست و می‌تواند هم در پیشگیری بکار رود و هم در مراحل اولیه ایجاد یک زمین لغره ، پیشرفت آن را کند یا متوقف نماید.

غیر قابل نفوذ کردن بخش دامنه

یکی از رایج ترین روشهای غیر قابل نفوذ کردن سطح زمین ، پاشیدن مواد نفتی (مالج) به سطح دامنه است. مالج به انواعی از مواد نفتی سنگین مایع اطلاق می‌شود که معمولا جزء محصولات زاید پالایشگاه یا کارخانه‌های پتروشیمی است. این روش ضمن جلوگیری از نفوذ آب به داخل دامنه ، با چسباندن ذرات خاک به یکدیگر ، سطح دامنه را در برابر آثار فرسایشی باد و تا حدی آب جاری محفوظ نگاه می‌دارد.

انواع روشهای زهکشی آبهای داخل دامنه

با وجود کوششی که برای جلوگیری از نفوذ آب به داخل دامنه صورت می‌گیرد باز هم ممکن است قسمتی از آبها از سطح دامنه نفوذ از محلی دورتر توسط آب زیرزمینی به داخل دامنه حمل شود. این آبها قبل از هر چیز با افزودن به وزن نیروهای رانشی را زیاد می‌کنند.

زهکشی ثقلی افقی

ایجاد زهکشهای تقریبا افقی می‌تواند نقش موثری در کاهش فشار آب داخل دامنه‌های سنگی و خاکی داشته باشد. از این رو می‌توان از این روش هم برای پیشگیری از حرکت و هم جلوگیری از تحرک یک زمین لغزه در حال تشکیل استفاده کرد. به این منظور در بخشهای پایینی دامنه افقی ، با شیب ناچیزی به سمت خارج برای ایجاد جریان ثقلی آب، حفر می‌شود.

گالریهای زهکش

حفر نقب یا گالریهای زهکش در دامنه‌های سنگی و خاکی ، مخصوصا در جاهایی که زهکشی عمیق بخشهای داخلی دامنه مورد نظر است، مفید واقع می‌شود. چنین گالریهایی می‌توانند هم نقش پیش گیرنده داشته و هم در مراحل اولیه حرکت دامنه جهت جلوگیری از حرکات بیشتر آن بکار روند. کارایی گالریهای زهکش را می‌توان با حفر گمانه‌های شعاعی از داخل گالری افزایش داد.

زهکش ثقلی قایم

این نوع زهکشی بیش از همه برای تخلیه آب سفره‌های معلق که بر روی یک بخش غیر قابل نفوذ تشکیل شده و در زیر آن لایه‌های نفوذپذیر و بازکشی آزاد وجود دارد، بکار برده می‌شود.

پمپاژ
حفر چاههای عمیق و پمپاژ آنها می‌تواند بطور موقت در بهبود وضعیت دامنه ناپایدار موثر باشد. این روش عمدتا در مورد دامنه‌های سنگی بکار می‌رود.

زهکشهای فشار شکن

حفر چاه ، چاهک یا خندق (تراشه) در پای دامنه ، برای جلوگیری از افزایش بیش از حد فشار آب و بالا راندگیهای ناشی از آن در بخشهای مجاور پای دامنه ، اغلب مفید واقع می‌شود. این روش منحصرا در مورد دامنه‌های خاکی و معمولا در مجاورت دامنه پایاب سدهای خاکی ایجاد می‌شود.

خندق در بالای خاکریز

این روش ، در مورد دامنه‌های خاکی حفاری شده و یا خاکریزها ، مخصوصا خاکریزهایی که در دامنه ایجاد می‌شود، به کارگرفته می‌شود و علاوه بر پیشگیری از تفرش می‌تواند در مراحل اولیه ناپایداری نقش ترمیمی نیز داشته باشد.

زهکش ورقه‌ای

این روش ، همان گونه که از نام آن پیداست، به صورت یک لایه زهکش عمل می‌کند. در خاکریزها ، مخصوصا خاکریزهایی که در دامنه ایجاد می‌شود، وجود لایه‌ای از مواد نفوذپذیر در زیر خاکریز ، ضمن زهکشی آبهای محلی دامنه و داخل خاکریز ، از افزایش بیش از حد فشار آب در خاکریز ، جلوگیری به عمل می‌آورد.

الکترواسمز
این روش عمدتا در دامنه‌های خاکی که از لای درست شده باشند بکار گرفته می‌شود و ضمن تسهیل تخلیه آب بر مقاومت خاک می‌افزاید. به این منظور الکترودهایی را در عمقی که مایلیم آب آن تخلیه شود، قرار می‌دهیم و جریان مستقیم به آنها وصل می‌کنیم. جریان باعث می‌گردد که آب بین ذره‌ای از قطب مثبت به سمت قطب منفی حرکت کرده و در آنجا توسط پمپاژ به خارج هدایت شود.

مواد شیمیایی

مواد شمیایی عمدتا در مورد دامنه‌های خاکی رسی بکار گرفته شده و وظیفه اصلی آنها بالا بردن مقاومت رسوبهاست. این روش می‌تواند به عنوان پیشگیری ، یا در مراحل اولیه ناپایداری ، به منظور تصحیح و ترمیم بکار رود


برچسب‌ها: آب

تاريخ : پنجشنبه چهاردهم آذر ۱۳۹۲ | 17:58 | نویسنده : زهرا - دانلود رایگان
آزمايش خمش Bend Test

آزمايش خمش  Bend Test

 

هدف آزمايش: بدست آوردن يك ايده كلي نسبت به قابليت خمش فلزات و پيدا كردن رابطه بين نيرو و ميزان خيز تير.

E با استفاده از دستگاه خمش مي توان در ازاي يك نيروي ثابت و با تغيير فاصله تكيه گاهها منحني نيرو-تكيه گاه را رسم كرد و يا نيرو را بر اساس خيز يعني به ازاي نيروهاي متفاوت نيرو را بر اساس خيز تنظيم كنيم.

نحوه آزمايش: ابتدا دو نمونه يكي قطعه اي چوبي با سطح مقطع مربعي شكل و تيرآهن

6

5

4

3

2

1

F

63.3

63

62.7

62.5

62

61.5

DL1 (mm)

 

12

11

10

9

8

7

F

67.5

66.5

65.7

65

64

63.8

DL1 (mm)

 

 

 

15.41

15

14

13

F

 

 

شكست

71

70

68.5

DL1 (mm)

 


برچسب‌ها: آزمايش خمش, Bend Test

تاريخ : پنجشنبه چهاردهم آذر ۱۳۹۲ | 17:58 | نویسنده : زهرا - دانلود رایگان
پروژه ساختمان مرکزی فرهنگسرای معرفت

پروژه ساختمان مرکزی فرهنگسرای معرفت

مشخصات پروژه

عنوان پروژه

برپايی ساختمان مرکزی فرهنگسرای معرفت

کارفرما

امور فرهنگی و اجتماعی شهرداری منطقه 5

پيمانکار

شرکت رضوان مکان (سهامی خاص)

مبلغ پيمان

800،000،00 ريال

زمان آغاز پروژه

 31\3\1383

مدت پيمان

يک ساله

مشخصات طرح

اسکلت بتنی با سقف تيرچه بلوک سيمانی

 

 

1. بازديد از زمين و ريشه کنی

قبل از شروع هر نوع عمليات ساختماني بايد زمين محل ساختمان بازديد شده و وضعيت و فاصله ی آن نسبت به خيابان ها و جاده هاي اطراف و همچنين چگونگی دسترسي به خيابان های اصلی مورد بازرسي قرار گيرد. بعد از بررسی های کافی و در صورت نبود مشکل اقدام به آغاز پروژه می نماييم. در اين بررسی ها بايد دقت شود تا ما مشکلی از لحاظ ورود و يا خروج ماشين آلات نداشته باشيم و ضمنا جای کافی برای مصالح پای کار فراهم کنيم. سپس نسبت به ريشه كني ( كندن ريشه هاي نباتي كه ممكن است در زمين روييده باشند ) اقدام می شود و خاك هاي اضافي به بيرون حمل گردد و بالاخره بايد شكل هندسي زمين و زواياي آن كاملا معلوم شده وبا نقشه ساختماني كاملا مطابقت داشته باشد

2. پياده سازی نقشه

 پس از بازديد محل وريشه‌كني ، نوبت به پياده کردن نقشه بر روی زمين می شود. منظور از پياده كردن نقشه يعني انتقال نقشه ساختمان از روي كاغذ بر روي زمين به وسيله ابزار آلات در دسترس با ابعاد اصلي به طوري كه محل دقيق پي ها و ستون ها و ديوار ها و عرض پي ها روي زمين به خوبي مشخص باشد. بايد دقت داشت که اين مرحله يکی از مهمترين مراحل ساخت می باشد چرا که کوچکترين اشتباهات در اين مرحله قابل صرفنظر نبوده و اگر اين خطا ها از مقدار مجاز آيين نامه ای بيشتر باشد ، بايد اقدام به تخريب کل ساختمان کرد. حال براي پياده كردن نقشه دو راه داريم اگر ساختمان مهم و بزرگ بود می بايست از دوربين هاي نقشه برداري استفاده شود ولي براي پياده كردن نقشه ساختمان هاي معمولي و كوچك از متر و ريسمان بنايي می توان بهره برد که دقت لازم برای کارهای معمولی را دارند. براي پياده كردن نقشه با متر و ريسمان كار ابتدا بايد محل كلي ساختمان را روي زمين مشخص نموده و بعد با كشيدن ريسمان كار به  يكي از امتداد هاي تعيين شده و ريختن گچ ، يكي از خطوط اصلي ساختمان را تعيين کرد و بعد خطوط ديگر را با همين روش مشخص مي كنيم . البته برای ايجاد زاويه ی قايمه می توان از اعداد فيثاغورثی بهرا برد مانند اعداد 3و4و5 که در آن دو تای اولی اضلاع جانبی اند و عدد آخر که از همه بزرگتر می باشد مقدار عدد وتر می باشد

عرض و طول و عمق پي ها كاملا بستگي به وزن ساختمان و قدرت تحمل خاك محل ساختمان دارد در ساختمان هاي بزرگ قبل از شروع كار بوسيله آزمايشات مكانيك خاك قدرت مجاز تحملي زمين را تعيين نموده واز روي آن محاسبات ابعاد پي را تعيين مي نمايند ولي در ساختمان هاي كوچك كه آزمايشات مكانيك خاك در دسترس نيست بايد از مقاومت زمين در مقابل بار ساختمان مطمئن شويم . اغلب مواقع قدرت مجاز تحملي زمين براي ساختمان هاي كوچك با مشاهده خاك پي و ديدن طبقات آن و طرز قرار گزفتن دانه ها به روي همديگر يا با ضربه زدن به وسيله كلنگ به محل پي قابل تشخيص مي باشد .

 

3. گود برداری

در اين قسمت از عمليات اقدام به خاکبرداری محل نقشه می شود تا به خاک بکر رسيد. انجام اين عمل به آن علت است که همانطور که گفتيم زمين ، بار کلی ساختمان را تحمل می کند لذا بايد پی ها بر روی يک سطح محکم و بدون رانش قرار بگيرد تا در آينده پس از اتمام پروژه و در نتيجه ی بارگذاری ، پی ها نشست بيش از حد نداشته باشند و يا اينکه نشستهای متفاوت داشته باشند. البته اگر زمين موجود ، بدون خاکبرداری ، بکر باشد ، باز هم بايد اقدام به گودبرداری کرد. اين عمل بدان علت است که همانطور که می دانيم پی از قسمتهای مهم سازه می باشد. و جنس آن از بتن می باشد همانطور که می دانيم بتن از دو المان آرماتور آهنی و ملات سيمان ماسه شن تشکيل شده است. آهن در مقابل سولفاتها و موادی همچون کلر و آب حساس است و در صورت وجود اين عوامل در کنار آهن ، آهن زنگ زده و مقاومت فشاری و کششی خود را از دست می دهد. همچنين ملات سيمان هم در مقابل آب ضربه پذير است و مقاومت خود را از دست می دهد. بنابر اين سطح زيرين پی ها بايد حداقل 1.5 الی 2 متر پايين تر از تراز کف زمين باشد.

در موقع گودبرداري چنانچه محل گودبرداري بزرگ نباشد از وسائل معمولي مانند بيل و كلنگ و فرقون ( چرخ دستي ) استفاده مي گردد , براي اين كار تا عمق معيني كه عمل پرتاب خاك با بيل به بالا امكان پذير است ( مثلاً 2 متر ) عمل گود برداري را ادامه مي دهند و بعد از آن پله اي ايجاد نموده و خاك حاصله از عمق پائين تر از پله را روي پله ايجاد شده ريخته و از روي پله دوباره به خارج منتقل مي نمايند . براي گود برداري هاي بزرگتر استفاده از بيل و كلنگ مقرون به صرفه نبوده و بهتر است از وسايل مكانيكي مانند لودر و غيره استفاده شود . در اين گونه موارد براي خارج كردن خاك از محل گود برداري و حمل آن بخارج كارگاه معمولاً از سطح شيبدار استفاده مي گردد . بدين طريق كه در ضمن گودبرداري سطح شيبداري در كنار گود براي كاميون و غيره ايجاد مي گردد كه بعد از اتمام كار اين قسمت بوسيله كارگر برداشته مي شود .

استفاده از ديوارهاي مانع

چون ايجاد شيب مورد لزوم موجب كار اضافي براي حمل خاك بيشتر به خارج و انتقال مجدد آن بعد از ساختن ديوار مورد لزوم به پشت ديوار مي باشد لذا براي جلوگيري از پرداخت هزينه بيشتر و عدم انجام كار اضافي در موقع گودبرداري در زمينهاي سست بعضي وقتها در صورت امكان اقدام به ايجاد ديوارهاي مانع مي نمايند كه در اينجا از نوع چوبي مي باشد .

4. پياده کردن محل پی ها و شناژها و آرماتور گذاری

بعد از گود برداری و مشخص نمودن محل پي ها و شناژ هاي رابط پي ها ابتدا در محل های مورد نظر در حدود 40 تا 50 سانتي متر ملات آهك و شفته ريخته مي شود . شفته مخلوطي است از خاك مناسب و آهك شكفته و آب . ( خاك مناسب براي شفته خاكي است كه قطر دانه هاي تشكيل دهنده آن از لحاظ بزرگي و كوچكي متفاوت بوده به طوري كه دانه هاي ريزتر فضاي خالي بين دانه هاي درشت تر را پر نموده و در نتيجه جسم متراكم و توپري بدست مي آيد . ) بعد از شفته ريزي ، در حدود 5 الي 10 سانتي متر بتن مگر روي آن ريخته مي شود به اين بتن ، بتن لاغر هم گفته مي شود چرا که بتني است كه سيمان آن نسبت به ساير بتن ها كم بوده و در حدود 100 الي 150 كيلو گرم در متر مكعب مي باشد. اين کار به دو دليل انجام می شود. اول آنكه حد فاصلي بين بتن اصلي و خاك مي باشد دوم آنكه سطح پي را با اين بتن رگلاژ مي نمايند تا بتن اصلي پي روي سطح صافي قرار گيرد .

بعد از اين مرحله بر حسب اينكه پي از چه نوعي باشد مطابق با نقشه آرماتور چيني صورت مي گيرد . آرماتور چيني در پي هاي منفرد به اين صورت انجام مي گيردكه تك تك پي ها از روي نقشه دقيقا مطالعه شده و طول آرماتور ها و شماره آرماتور ها دقيقا مشخص مي شود ( تمامي آرماتورها در  ساختمان هاي بتني آجدار مي باشد ) سپس بوسيله قيچي و آچار هاي مخصوص مطابق نقشه آرماتور ها را بريده و خم مي كنند . براي پي هاي منفرد يك رديف آرماتور به صورت شبكه اي در زير فنداسيون قرار داده مي شود كه آرماتور هاي هر رديف شبكه را به وسيله سيم مفتول ( نمره 4 يا 6) به آرماتور هاي رديف ديگر شبكه متصل مي شود . به دليل اينكه مقاومت فشاري بتن خوب بوده و مقاومت كششي آن در حد مطلوب نمي باشد و با توجه به اينكه در پايين پي منفرد كشش اتفاق مي افتد لذا شبكه آرماتور را در پايين قرار مي دهيم . همچنين از شناژهايي هم ، جهت اتصال فنداسيون هاي مجاور به هم استفاده مي كنيم . علت اجرای شناژ اين است که پی ها به هم متصل شده و در مقابل بارهای افقی مانند باد و زلزله ايمن شوند. بايد توجه داشت که هر پی بايد حداقل توسط دو شناژ عمود بر هم مهار شود. در صورتي كه يكي از فنداسيون ها در محيط اطراف ساختمان قرار گيرد شناژي كه براي اتصال اين فنداسيون به فنداسيون ديگر كه در محيط نيست به كار مي رود قويتر از بقيه شناژ ها انتخاب مي شود. اين اقدام بدان علت است که چون ستون وارد بر اين پي هاي محيطي به دلايل معماري نمي تواند در وسط فنداسيون قرار گيرد و بايد در كناره آن قرار گيرد ، در اين صورت بر قسمت بالايي شناژ رابط نيروي كششي بيشتري وارد مي شود و به همين دليل اين قسمت از شناژ قويتر انتخاب مي شود و معمولا در اين شناژ ها تعداد آرماتور هاي بالايي بيشتر از تعداد آرماتور هاي پاييني مي باشد ( معمولا 3 به 5 ) . علاوه بر آرماتور هاي شناژ ، آرماتور هاي ريشه ستون ها نيز قبل از بتن ريزي كار گذاشته مي شود . طول اين اين ريشه ها معمولا 1.2 متر يا بيشتر انتخاب می شود. در قرار دادن اين آرماتور ها با دقت فوق العاده زيادي کرد و فاصله آكس به آكس ستون ها و رديف آن ها بايد كاملا مطابق با نقشه باشد . ( امتداد ستون ها بايد با دوربين يا ريسمان كار كنترل شود ) چون آكس ستون هاي طبقات بايد در يك امتداد قايم قرار گيرند و در صورتي كه دو ، سه سانتي متري اشتباه شود اين اشتباه تا آخرين طبقه ساختمان ادامه پيدا مي كند.

5. قالب بندی

بعد از اين مرحله نوبت به قالب بندي مي رسد . قالب هايي كه براي عمليات بتنی ساخته مي شوند اغلب چوبي مي باشند ولي براي بعضي قسمت ها مانند ستون ها ، از قالب هاي فلزي نيز استفاده مي شود . البته می توان از تيغه آجری به جای قالب در اطراف پی بهره برد. قالب ها علاوه بر شكل دادن به بتن ، وزن آن را نيز تا زمان سخت شدن تحمل مي نمايند . بدين لحاظ اگر در اجراي آن دقت كافي نشود ممكن است در موقع بتن ريزي واژگون شده و موجب خسارت شود . از اين رو اين قالب ها را بوسيله ميخ و سيم آرماتور بندي به يكديگر يا به آرماتور ها وصل مي كنند و آن ها را در جا محكم مي كنند . شكل قطعات بتن با اندازه آن ها كه بايد ريخته شود بايد به وسيله قالب تهيه شود تخته و چوبي كه براي قالب بندي مصرف مي شود بايد كاملا خشك بوده و در برابر رطوبت تغيير شكل ندهد . اين تخته ها بايد به اندازه كافي نرم باشد تا در موقع نجاري دچار اشكال نشويم و از طرفي چون بايد آن چنان محكم باشد كه بتواند وزن بتن و آرماتور و وسايل بتن ريزي از قبيل چرخ دستي ، ويبراتور و غيره را به خوبي تحمل نمايد . در ضمن قالب ها را كاملا به آرماتور ها نمي چسبانند بلكه 2.5 الي 5 سانتي متر فضا به عنوان كاور در نظر مي گيرند تا بتن به خوبي سطح آرماتور را پوشش دهد . به منظور اين عمل می توان از تکه ها س سيمانی بهره برد و يا از فاصله نگهدارهل که در بازار موجود است بهره برد.

معمولا سطح تماس بتن و تخته قالب بندي را بوسيله روغن هاي معدني چرب    مي كنند. ماليدن روغن به روي قالب بدان علت است كه اولا تخته كه در ابتدا كاملا خشك است ، آب بتن مجاور خود را نمكيده و موجب فساد بتن نشود و در ثاني در موقع باز كردن قالب ، تخته ها براحتي از بتن جدا شوند و موجب تخريب گوشه های بتن نشوند و در صورت مناسب بودن ، براي قالب بندي بعدي مورد استفاده قرار گيرند . در موقع ماليدن روغن به قالب ها بايد كاملا دقت شود كه آرماتور ها به روغن آغشته نشود زيرا در اين صورت روغن مانع چسبيدن بتن به دور ميلگرد گرديده و جسم يكپارچه تشكيل نداده و بتن و آرماتور هر يك به تنهايي كار مي كنند و موجب ضعف در همگن بودن بتن و فولاد مي گردد . وقتي قالب ها بسته شدند فنداسيون آماده بتن ريزي مي شود ولي قبل از هر مرحله بتن ريزي ، بايد كليه شماره آرماتور ها و ابعاد پي ها و شناژ ها و فاصله آكس به آكس ستون ها كنترل شده و كاملا مطابق با تقشه باشد .

 

6. بتن سازی و بتن ريزی

در اين مرحله نوبت به بتن سازي مي رسد ولي قبل از آن بايد نسبت هاي مخلوط كردن اجزاء بتن تعيين شود . منظور از نسبت مخلوط كردن اجزاء بتن آنست كه نسبت مناسبي براي اختلاط شن و ماسه به دست بياوريم تا دانه هاي ريزتر فضاي بين دانه هاي درشت تر را پر كرده و جسم توپر بدون فضاي خالي و با حداكثر وزن مخصوص به دست آيد همچنين تعيين مقدار لازم آب به طوري كه بتن براحتي قابل حمل و نقل بوده و در قالب خود جا گرفته و دور ميل گرد ها را احاطه نموده و كليه فضاي خالي قالب را پر نمايد و در مجاورت آن فعل و انفعالات شيميايي سيمان شروع شده و تا مرحله سخت شدن ادامه يابد . و بالاخره تعيين مقدار سيمان مورد لزوم براي به دست آوردن بتن با مقاومت كافي كه بتواند براحتي بارهاي وارده ساختمان را تحمل نمايد . در اين مرحله بايد دقت کرد که حداقل عيار سيمان در پی ها برای ايننکه ميلگردهای درون بتن سالم بمانند 240 است.

پس از تعيين نسبت اختلاط ، بتن سازي شروع مي شود . براي ساختن بتن معمولا از ماشين هاي بتن سازي ( بتن‌ير ) استفاده مي شود و چنان چه به بتن ير دسترسي نباشد اين كار به صورت دستي و توسط كارگر صورت مي گيرد .

بتن ير ها داراي ديگ گرداننده اي هستند كه به آهستگي حول محوري مايل نسبت به افق مي گردد و به وسيله تيغه هايي كه در داخل آن تعبيه شده محتويات خود را مخلوط مي نمايد . در شروع كار هميشه مقداري سيمان و ماسه به بدنه ديگ مخلوط كننده مي چسبد بدين لحاظ مشخصات اولين بتن با ساير دفعات متفاوت خواهد بود . براي جلوگيري از اين موضوع بهتر است قبل از شروع كار قدري سيمان و ماسه را در ديگ بتن ير چرخانيده و تخليه مي نمايند آنگاه مخلوط اصلي را بارگيري مي كنند بدين ترتيب مشخصات كليه قسمت هاي بتن يكسان خواهد بود . بايد دقت داشت که مقدار آب مورد نياز را نبايد ناگهان در مخلوط داخل بتونير ريخت بلکه 10% آنرا قبل از بارگيری و 80% آنرا در حين بارگيری و مابقی را در حين چرخش ديگ به آن افزود. بتن بايد به حدي روان باشد كه دانه هاي آن به خوبي روي يكديگر غلطيده و كاملا آرماتور ها را احاطه نموده و گوشه هاي قالب خود را كاملا پر نموده و كليه هواي موجود در قالب از آن خارج شود و بايد حداقل آب ممكنه را كه براي انجام كارهاي فوق لازم است صرف نمود زيرا آب بيشتر از اندازه تبخير شده و جاي آن به صورت لوله هاي موئين باقي مانده وسبب پوكي قطعه بتني مي گردد و مقاومت بتن کاهش می يابد. بتني كه به اين ترتيب به دست مي آيد با وسايلي مانند دامپر يا فرقون به محل مورد استفاده حمل مي كنند با هر وسيله اي كه بتن جابجا مي شود بايد توجه داشت كه اجزاء متشكله آن از همديگر تفكيك نشود .

قبل از بتن ريزي بايد كليه آرماتور ها با نقشه كنترل شود مخصوصا دقت شود كه آرماتورها به همديگر با سيم آرماتور بندي بسته شده باشد و اگر جايي فراموش شده باشد مجددا بسته شود. همچنين بايد کنترل شود تا فاصله آرماتورها يكنواخت باشد زيرا اغلب اتفاق مي افتد كه بعضي از آرماتورها به هم چسبيده و بعضي با فاصله از همديگر قرار   مي گيرند. اين موضوع باعث مي شود كه بتن نتواند كليه ميل گردها را احاطه نموده و قطعه همگن و توپري به وجود بياورد و مقاومت بتن در برخی نواحی بيش از حد نياز باشد و در برخی نواحی مقاومت بتن از حد مورد نياز کمتر باشد.

بايد محل بتن ريزي عاري از خاك و مواد زائد باشد و بايد قبل از بتن ريزي از روغن كاري كليه قسمت هاي قالب مطمئن شويم . بهتر است از قسمت جلو ( آن طرف كه به مركز تهيه بتن نزديك تر باشد ) شروع به بتن ريزي نمود زيرا در اين صورت رفت و آمد كارگران از روي آرماتورها به حداقل مي رسد در اين صورت براي آنكه پاي كارگران در بتن تازه ريخته شده فرو نرود در مسير عبور و مرور كارگران از تخته هاي زير پا استفاده مي شود .  بايد كاملا مطمئن شويم كه بتن تمام گوشه هاي قالب را پر نموده و بعد از قالب برداری بتن ما كرمو نباشد . براي جلوگيری از اين کار بايد بعد از ريختن بتن در آن ارتعاش ايجاد نمود تا بتن در قالب به خوبي جابجا شود.  اين كار توسط دستگاه ويبره  ( ويبراتور ) انجام مي گيرد كه معمولا اين دستگاه از نوع سرسوزني مي باشد . بايد دقت داشت که عمل ويبره کردن هم نبايد از مقدار مجاز فراتر رود و هم نبايد از مقدار مجاز کمتر انجام شود. چرا که با ويبره کردن بيش از حد عمل جداشدگی دانه ها از ملات سيمانی رخ مي دهد و با کم ويبره زذن عمل هوا گيری از بتن به خوبی انجام نمی شود و بتن کرمو می شود. بتن را تا ارتفاع مشخص شده در نقشه ، ريخته و  رويه ی آن را با ماله چوبي صاف مي كنند و فنداسيون هاي ديگر نيز به همين روش بتن ريزي می کنند . پس از اتمام كار ، ديگ بتن ير را بايد به وسيله آب و قدري ماسه ، تميز كرده و براي روز بعد آماده كنند .

 

بتن ريزی در پی ها

سيمان موجود در بتن ريخته شده در مجاورت رطوبت بايد سخت شده و دانه هاي سنگي موجود در مخلوط را به همديگر چسبانيده و مقاومت بتن را با حداكثر برساند. بدين لحاظ مي بايد از خشك كردن سريع بتن تازه جلوگيري نموده و آن را از تابش شديد آفتاب و وزش بادهاي تند محفوظ نگاه داشت و سطح آن را حداقل تا هفت روز مرطوب نمود براي اين كار بهتر است بعد از 3 الي 4 ساعت بعد از ريختن بتن شروع به آب دادن روي آن بنماييم يا اين كه روي بتن تازه ريخته شده را با گوني يا كاغذ پوشانيده و اين پوشش را مرطوب نگاه داريم زيرا در غير اين صورت سطح آن ترك خورده و موجب نفوذ هوا به داخل بتن شده و آرماتور به كار رفته در بتن در معرض خوردگي واقع گرديده و موجب ضعف قطعه خواهد شد  .

7. اجرای ستونها

بعد از بتن ريزي پي ، قفسه آرماتور هاي ستون را كه از قبل مطابق با نقشه بافته و آماده شده است به آرماتور هاي ريشه متصل مي نمايند اين كار بايد حداقل 3 الی 4 روز بعد از بتن ريزي پي انجام شود زيرا در غير اين صورت با توجه به اينكه بتن پي هنوز سخت نشده است در اثر لنگر آرماتور هاي ستون ميلگرد هاي ريشه از جاي خود تكان خورده و پي متلاشي مي شود . بعد از بستن آرماتور هاي ستون براي تثبيت موقعيت هر ستون ، ابعاد آن را بوسيله تيرهاي چوبي در پاي ستون مشخص مي نمايند بايد توجه داشت كه هيچوقت نبايد براي تثبيت ابعاد ستون باريختن بتن در پاي آن اقدام نمود .

سپس قالب هاي فلزي يا چوبي را كه از قبل آماده نموده اند در اطراف ستون قرار داده و آن را بوسيله سيم نجاري و ميخ و يا ميلگردهاي مخصوص به همديگر متصل     مي نمايندو آنگاه قالب را توسط شاقول بنايي شاقول می کنيم. اين عمل بدان علت است تا ستون کاملا بر پی عمود باشد تا نيروهای محوری به راحتی به پی زيرين منتقل شوند و اگر ستون عمود بر پی نباشد ، نيروهای محوری باعث ايجاد لنگر شده و سبب تخريب ناگهانی آن می شوند. سپس قالب را بوسيله چهار عدد تير چوبي در جاي خود مستحكم مي نمايند .

بعد از تثبيت كامل موقعيت ستون ، محور آن را با ستون هاي مجاور از بالاي ستون و پايين ستون اندازه مي گيرند.  همچنين شماره آرماتور ها و فاصله خاموت ها را مطابق با نقشه كنترل كرده و در صورت درست بودن اقدام به بتن ريزي مي نمايند . در كارگاه هاي كوچك كه بتن ستون ها دستي ريخته مي شود بهتر است بتن مخصوص ستون را قدري رقيق تر تهيه نمايند تا به خوبي قالب خود را پر كند البته بايد توجه نمود كه براي تهيه بتن رقيق مي بايد از عيار سيمان بيشتر استفاده نمود . به تدريج كه قالب را پر مي نمايند بايد دقت نمود كه بتن تمام زواياي قالب و ميلگردها را پر نمايد تا بعد از قالب برداري بتن ريخته شده كرمو نباشد . براي اين كار مي توان با نواختن ضربه هاي ملايم و يكنواخت به بدنه قالب بتن را جابجا نمود .

در مورد ستون ها معمولا به محض آنكه بتن حالت رواني خود را از دست بدهد و بتواند شكل هندسي خود را حفظ كند قالب آن را باز مي كنند و اين در حدود 48 ساعت بعد از بتن ريزي مي باشد در موقع باز كردن قالب بايد توجه شود كه قالب را با احتياط طوري جدا كنند كه گوشه هاي تيز ستون خراب نشود . بعد از باز كردن قالب ها بايد مدتي بتن تازه را آب داد در مورد ستون ها معمولا براي اين كار دور ستون تازه ريخته شده را با گوني پوشانيده و اين پوشش را مرطوب نگاه ميدارند در غير اين صورت سطح بتن ترك خورده و موجب نفوذ هوا به داخل بتن شده و آرماتور به كار رفته در آن در معرض خورندگي واقع گرديده و موجب ضعف قطعه خواهد شد .

8. اجرای تيرها و سقف ها

تيرها قسمتي از ساختمان هاي بتني مي باشند كه بار سقف را به ستون منتقل نموده و ستون به پي و بالاخره پي به زمين منتقل مي نمايد. بعد از اتمام بتن ريزي كليه ستون ها و قالب برداري از آن ها ، اقدام به قالب بندي تير هاي اصلي مي نمايند. در ساختمان هائي كه سقف آن تيرچه و بلوك مي باشد معمولا سقف و تيرچه را يكپارچه بتن ريزي مي نمايند .

تيرهاي بتني اغلب با مقطع مربع و يا مستطيل مي باشد اين تيرها معمولا از چهار آرماتور طولي و آرماتور هاي عرضي كه به آن ها خاموت گفته مي شود تشكيل مي گردد تعداد و شماره آرماتور ها و همچنين فاصله خاموت ها از روي نقشه تعيين مي شود . نقش خاموتها در تير جذب نيروی برشی است  و به خاطر اينکه نيروی برشی در اطراف ستونها بيشتر است لذا در اين محل ها فشردگی و در نتيجه تعداد خاموتها بيشتر می شود. اگر قرار دادن كليه آرماتور ها در تير ممكن نباشد مي توان جان تير را به صورت پاشنه دار اجرا نمود ولي نبايد بيش از 3/1 سطح مقطع آرماتوركششي در پاشنه قرار گيرد به اين پاشنه اصطلاحا آويز گفته مي شود . بايد كليه قفسه ميل گرد هاي تير از سطح قالب چند سانتي متر بالاتر قرار گيرد تا كليه ميل گرد ها در بتن غرق شود ببراي اين كار بايد قطعات ريز سنگ و يا بتن زير قفسه آرماتور تير قرار داد و همچنين مي توان قطعه اي ميل گرد به كلفتي ضخامت بتن پوشش روي تير در زير خاموت قرار داد كه با قرار گرفتن اين ميل گرد به روي سطح قالب كليه قفسه آرماتور بندي باندازه ضخامت اين ميل گرد از سطح قالب بلندتر قرار مي گيرد .

      بعد از ايجاد تكيه گاه هاي موقت تيرچه ها را روي تير هاي اصلي قرار مي دهند قبل از نصب تيرچه روي تير هاي اصلي بايد دقت نمود كه ترك خوردگي و يا شكستگي در تيرچه موجود نباشد . كمر تيرچه را به فاصله هاي حداكثر تا 1.5 متر به وسيله تيرهاي چوبي نگاه مي دارند تا از شكم دادن آن جلو گيري به عمل آورند بهتر است تير هاي چوبي را طوري قرار دهند تا وسط تيرچه در حدود 2 تا 3 سانتي متر بلندتر از سطح تراز قرار گيرد .

       تيرچه ها به فاصله تقريبي 40 سانتي متر از همديگر قرار مي گيرند و بعد از گذاشتن هر تيرچه فاصله آن را تا تيرچه بعدي به وسيله گذاشتن يك عدد بلوك در ابتدا و يك عدد در انتهاي آن تنظيم مي نمايند . از دهانه 4.20 به بالا كار گذاشتن ميل گردهاي كلاف عرضي اجباري است اين ميل گردها كه به صورت تيري عمود بر تيرچه هاست در وسط دهانه قرار مي گيرند .

 در محل اتصال تيرچه به تير اصلي يا ديوار بايد ميل گردهاي تيرچه لخت شده و در حدود 15 سانتي متر روي ديوار يا داخل آرماتور هاي تير اصلي قرار گيرد كه بعدا اين قسمت به وسيله بتن سقف پوشيده مي شود .

براي عبور كانال هاي تاسيساتي بايد حتي الامكان سعي شود كه عرض كانال ها از يك بلوك تجاوز نكند ولي چنانچه به عرض بيشتري احتياج پيدا كرديم بايد با قطع تيرچه در آن محل و مهار كردن ميل گردهاي تيرچه در آرماتورهاي عرضي محل عبور كانال را فراهم نمود . بعد از بلوك چيني بايد ميل گردهاي ممان منفي گذاشته شده و اين ميل گرد ها كه دو تيرچه مقابل را به همديگر متصل مي نمايند بايد به ميل گرد فوقاني تيرچه ها بسته شود .

بايد دقت نمود كه تيرچه هاي دو طرف يك پل حتما مقابل همديگر قرار گيرند تا بستن ميل گردهاي ممان منفي به سهولت امكان پذير باشد . براي آنكه براي عبور لوله هاي تاسيسات مخصوصا لوله هاي فاضلاب دچار مشكل نشويم بهتر است تيرچه ها در طبقات مختلف درست مقابل همديگر قرار گيرند براي اين كار بهتر است حتما در تمام طبقات تيرچه چيني از يك سمت شروع شود .در مواردي كه احتياج به كنسول مي باشد بهتر است كه طول كنسول بيش از 4/1 دهانه سقف مجاز آن نباشد و بار آن و قطر     ميلگرد ممان منفي حتما به وسيله محاسبه تعيين شود زيرا كليه بار اين قسمت از سقف به وسيله همين ميل گردهاي ممان منفي تحمل و منتقل مي گردد .

بعد از كار گذاشتن ميل گردهاي ممان منفي مي بايد ميل گردهاي حرارتي بر روی بلوکها كار گذاشته شود . اين ميل گردها ، معمولا در جهت عمود بر تيرچه به فاصله حدود 30 سانتي متر از همديگر كار گذاشته شود.

 ميل گردهاي حرارتي براي توزيع بار و جلوگيري از ترك خوردن بتن سقف در اثر تغيير حجم بتن ناشي از تغيير درجه حرارت مورد استفاده مي باشد . بعد از گذاشتن ميل گردهاي حرارتي مي بايد دور سقف به وسيله تخته بسته شده و اقدام به بتن ريزي نمايند حداقل قطر بتن روي بلوك 5 سانتي متر مي باشد . قبل از بتن ريزي روي بلوك ها را آب پاشي مي نمايند تا سيراب شده و آب بتن مجاور خود را نمكيده و موجب فساد بتن نشود.

قبل از بتن ريزی بايد دقت داشت تا سقف ما کاملا تراز باشد به منظور اين عمل می توان از شيلنگ تراز استفاده کرد. طرز عمل آن همانند قانون سطوح هم فشار در فيزيک است و نحوه ی عمل بدين ترتيب است که ابتدا شيلنگ تراز را پر از آب می کنند به نحوی که در آن حباب هوا باقی نماند زيرا که وجود حباب باعث ايجاد خطا در کار شيلنگ ترازياب می شود. سپس يکی از دو طرفين سقف را که از صحت ارتفاع آن مطمين هستيم را مبنا قرار داده و يک سر شيلنگ تراز را در آنجا آنقدر بالا و پايين می کنيم تا سطح آب داخل آن همسطح ارتفاع مورد نظر شود. حال سر ديگر شيلنگ تراز را به نقطه ی دلخواه برده و جايي که سطح آب در آنجا ايستاده را علامت مي زنيم.  

پس از چيدن تيرچه و بلوك و بستن آرماتور هاي تيرها و بستن ميل گردهاي ممان منفي و ميل گردهاي حرارتي و گذاشتن قلاب هاي اتصال اقدام به بتن ريزي مي نمائيم. قبل از بتن ريزي مي بايد يك بار ديگر كليه آرماتور هاي سقف كنترل شده و مخصوصا فاصله آن ها از يكديگر و اتصال آن ها به همديگر بازديد شود و در صورت بي عيب بودن كار اقدام به بتن ريزي مي نمائيم . در موقع بتن ريزي تير هاي اصلي و فرعي بايد حتما از ويبراتور استفاده شود بايد دقت شود كه فاصله بين بلوك ها كه تيرچه قرار دارد از بتن كاملا پر شود . كلفتي بتن روي سقف بايد يكنواخت بوده و بايد در ضمن بتن ريزي و قبل از آنكه بتن كاملا سخت شود روي آن به وسيله ماله كشي تخت گردد . حداقل ضخامت بتن روي بلوك 5 سانتي متر است . چنانچه بعد از قالب برداري مشاهده نموديم كه بعضي از نقاط ميله گردهاي طولي و عرضي به وسيله بتن پوشيده نشده است بايد اين نقاط را به وسيله ملات ماسه و سيمان بپوشانيم .


برچسب‌ها: پروژه ساختمان

تاريخ : پنجشنبه چهاردهم آذر ۱۳۹۲ | 17:58 | نویسنده : زهرا - دانلود رایگان
نظری بر پل ها و انواع آن
نظری بر پل ها و انواع آن

تعریف پل

پل یک سازه استکه براي عبور از موانع فیزیکی از جمله رودخانه ها و دره ها استفاده می شود.پلهاي متحركنیز جهت عبور کشتیها و قایقهاي بلند از زیر آنها ساخته شده است.

تاریخچه پل

ایجاد گذرگاهها و پلها براي عبور از دره ها و رودخانه ها از قدیمی ترین فعالیتهاي بشر است. پلهاي قدیمی معمولا از مصالح موجود در طبیعت مثل چوب و سنگ و الیاف گیاهی به صورت معلق یا با تیرهاي حمال ساخته شده اند. پلهاي معلق از کابلهایی از جنس الیاف گیاهی که از دو طرف به تخته سنگها و درختها بسته شده و پلهاي با تیر حمال از تیرهاي چوبی که روي آنها با مصالح سنگی پوشیده می شد، ساخته شده اند.

ساختپلهاي سنگی به دوران قبل از رومیها بر می گردد که در خاور میانه و چین پلهاي زیادي بدین شکل برپا شده است. در اروپا نیز اولین پلهاي طاقی را 800 سال قبل از میلاد مسیح، براي عبور از رودخانه ها از جنس مصالح سنگی ساخته اند.

اغلبپلهاي ساخته شده توسط رومیها از طاقهاي سنگی دایره شکل با پایه هاي ضخیم تشکیل یافته است.در ایران نیز ساختن پلهاي کوچک وبزرگ از زمانهاي بسیار قدیم رواج داشته و پلهایی نظیر سی و سه پل، پل خواجو و پل کرخه بیشاز 400 سال عمر دارند.

پل هاى از قرن یازدهم به بعد روشهاي ساختن پلها پیشرفت قابل توجهی نمود و به تدریج استفاده از دستگاههاي فشاري از مصالح سنگی و آجر با ملاتهاي مختلف و دستگاههاي خمشی از چوب متداول گردیده و تا اوایل قرن بیستم ادامه یافت. شروع قرن بیستم همراه با استفاده وسیع از پلهاي فلزي و سپس پلهاي بتن مسلح می باشد.

از اوایل قرن نوزدهم ساختپلهاي معلق، قوسی یا با تیر حمال از آهن آغاز شد. اولین پل معلق از آهن در سال 1796 به دهانه 21 متر در آمریکا ساخته شد، همچنین در سال 1850 یکی از مهمترین پلهاي با تیر حمال از جنس آهن متشکل از دو دهانه 140 متر و دو دهانه 70 متري در انگلستان ساخته شد

طویل ترین پل معلق به طول تقریبی 7 کیلومتر در سانفرانسیسکو ساخته و بزرگترین دهانه معلق به طول تقریبی 1400 متر در انگلیس(روي رودخانه هامبر) طراحی شده اند. در سالهاي اخیر طرح پلهاي ترکه اي فلزي (با کابل مستقیم) نیز براي دهانه هاي بزرگ مورد توجه قرار گرفته و بعد از نخستین پل که در سال 1955 به دهانه 183 متر در سوئد ساخته شده، پلهاي زیادي اجرا شده است.

پلها را از نقطه نظر مصالح تشکیل دهنده به شکل زیر طبقه بندي می کنند :

پلهاي چوبی

این پلها معمولا" به شکل قوسی، با تیرهاي مشبک و یا تیرهاي حمال ساخته شده و در حال حاضر استفاده از آنهابه صورت موقتی می باشد.

پلهاي سنگی

با توجه به مقاومتمناسبفشاري مصالح سنگی، بسیاري از پلهاي طاقی از این مصالح ساخته شده اند.نظر به کمبود افراد سنگ کار و زمان نسبتا طولانی لازم براي تهیه مصالح و اجراي سازه، امروزه استفاده از این پلها محدود می باشد.

پلهاي بتنی

در بسیاري از پلهاي طاقی شکل، در حال حاضر از بتن ، با توجه به مقاومت فشاري مطلوب آن به جاي سنگ استفاده می شود.

پلهاي بتن مسلح

با توجه به روشاجرا و نحوه بتن ریزي، پلهاي بتن مصلح را می توان از مقاطع مختلف و با اشکال دلخواه ساخت. با وجود این استفاده از مقاطع ساده در جهت کاهش بهاي قالببندي همواره مورد نظر است.در بعضی از حالات استفاده از سیستم پیش ساختگی باعث حذف اجزاء نگهدارنده قالبها و در نتیجه صرفه جوئی قابل ملاحظه می شود.

پلهاي بتن پیش تنیده

با پیشرفت این تکنیک، به تدریج در دامنه وسیعی از ابنیه فنی ، پلهاي بتن پیشتنیده جایگزین پلهاي فلزي و پلهاي بتن مسلح شده اند. بدین ترتیب با صرف هزینه کمتر، پلهاي با دهانه بزرگساخته می شوند. از طرف دیگر استفاده از این مصالح امکان به کارگیري تکنیکهاي جدید پل سازي را می دهد.

پلهاي فلزي

این پلها به اشکال مختلف، با تیرهاي حمال معمولی یا تیرهاي مشبکفولادي، با قوسیا قالبهاي فلزي، نورد شده از ورق و المانهاي اتصالی ساخته شده اند. در ساختاین پلها گاهی نیز از آلیاژهاي سبکیا مقطع مرکباستفاده می گردد.

از فولاد در ساخت پلهاي فلزي از قرن گذشته شروع و با عنایت به مقاومت کششی و فشاري مطلوب این مصالح در سطح وسیع متداول گردید.باتوجه به فزونی بهاي تولید، معمولا نًیمرخهاي فولادي داراي ضخامت ناچیز بوده و در نتیجه علاوه بر مسئله زنگزدن و خوردگی، خطر بروز ناپایداري هاي الاستیک نیز همواره موجود می باشد، از طرفدیگر نظر به اینکه با افزایش طول دهانه وزن مرده پلها به سرعت افزایش می یابد، با توجه به ناچیزبودن ابعاد و در نتیجه سبک بودن مقاطع فلزي، هنوز نیز براي ساختن پل ها استفاده می شود.

پوشش پلهاي فلزي

پوششپلهاي فلزي را می توان از چوب مصالح سنگی بتن مسلح و یا از ورقهاي فلزي انتخاب نمود. استفاده از چوب براي پوششپلها در زمانهاي بسیار قدیم رایج بوده اما امروزه به ندرت مورد استفاده قرار می گیرد.

همچنین در طرحهاي جدید از پوشش مصالح سنگی نیز به علت وزن زیاد آن، کمتر استفاده می شود در این راه حل تیرهاي حمال طولی پل بوسیله قوسهائی از آجر و مصالح سنگی به هم متصل می شوند.

پوششبتن مسلح

این پوششاز یک دال بتن مسلح که روي تیرچه هاي طولی و تیرهاي عرضی پل تکیه نموده تشکیل یافته است.پوشش بتن مسلح مقاومت و صلبیت لازم را به سازه داده و از نظر اجرائی نیز آسان و بسیار متداول می باشد.

پوشش فلزي

یکنوع از این پوششها از یکسري صفحات فلزي که بوسیله بتن مسلح پوشیده شده و روي بال فوقانی تیرچه طولی جوش شده اند تشکیل شده است ضخامت کل حاصل معمولا ضًعیف(بین 10 تا 20 سانتی متر ) است.

یکی دیگر از انواع پوششهاي فلزي متداول دال ارتوتروپ است این پوشش از یک صفحه فلزي که در جهت عمودي بوسیله ورقهاي ساده یا جعبه اي تقویت شده تشکیل یافته است، صفحه فلزي نقشبال فوقانی تیرها رابه عهده داشته و ضمن شرکت در مقاومت خمشی بارهاي موضعی حاصل از چرخ وسائل نقلیه رانیز تحمل می کند.

ضخامت آن معمولا حًدود 12 میلی متر (براي جان جعبه اي )تا 14 میلی متر(براي جان ساده)می باشد. دال ارتوتروپ در مجموع روي اجزاء اصلی پل (تیرهاي طولی و عرضی )تکیه نموده است.

طبقه بندي پلهاي فلزي

پلهاي فلزي را می توان با توجه به نوع سیستم باربر به شرح زیرطبقه بندي نمود:

پل باتیرهاي حمال ·

پل قوسی ·

پل با کابلهاي باربر ·پل با تیرهاي حمال

این پلها از متداول ترین انواع مورد استفاده براي دهانه هاي متوسط (تا 250 متر)می باشند . تیرهاي حمال معمولا به صورت شبکه هاي فلزي مقاطع جعبه اي یا تیرهاي مرکب تو پر ساخته شده و تغییر شکل بسیار محدودي خواهند داشت. شبکه هاي فلزي معمولآ سبک بوده اما با توجه به خصوصیات ظاهري آنها ،کمتر در مناطق شهري مورد استفاده قرار می گیرند.در حالتکلی این پلها را نیز می توان به شرح زیر تفکی کنمود

پل با تیرهاي حمال جانبی

در این حالت تیرهاي حمال جانبی معمولآ از شبکه هاي فلزي تشکیل شده و اجزاء اصلی باربر تابلیه می باشند. در شرایطی که عرض پل محدود باشد ( کمتر از 14 متر ) می توان از این سیتستم استفاده نمود.

پل با تیر هاي حمال تحتانی

در این حالت تیرهاي حمال عمومآاز نوع تیرهاي مرکب با جان تو پر ( که از چند ورق فلز با اتصال پیج پرچ یا جوش تشکیل شده اند ) می باشند.

تیرهاي حمال با ارتفاع ثابت یا متغیر ساخته شده و در نتیجه ضمن حصول منظره مناسب صرفه جوئی مهمی نیز در مصرف مصالح خواهد شد.

همچنین در بعضی شرایط می توان سبستم متشکل از تیرها یا حمال تحتانی را با یکمقطع جعبه اي جایگزین نمود.

پل قوسی

پلی است با تکیه گاه هاي انتهائی در هر طرف، که شکلی نیم دایره مانند دارد. پلی که از رشته اي از قوسها تشکیل شده باشد پل دره اي نامیده می شود. پل قوسی ابتدا توسط یونانی ها و از سنگ ساخته شد. بعدها، رومیان باستان از ملات در پل هاي قوسی خود استفاده کردند.

با توجه به اصول مقاومت مصالح، شعاع قوس وابعاد این پلها را طوري انتخاب می کنند که بارهاي قائم وارده تبدیل به یکنیروي فشاري در امتداد قوس شود. بنا براین در مناطقی با کیفیت خاكمناسب،می توان دهانه هاي بزرگ( تا حدود 500 متر) را با پلهاي قوسی طی نمود.

پل ترکه اي

در این پلها،تابلیه به صورت یک صفحه صلب از یکطرف روي پایه هاي کناري (کوله ها) و دو پایه بلند میانی و از طرف دیگر به طور الاستیک روي کابلهاي مورب تکیه نموده است. این کابلها در تمام طول پل گسترش می بابند بار وارده را به پایه هاي بلند میانی منتقل می نمایند. کابلهاي ذکر شده را می توان در دو صفحه قائم و به طور موازي در دو طرف تابلیه قرار داده و یا در جهتعرضی نیز به طور مورب و در امتداد محورطولی پل به پایه میانی متصل نمود.

همچنین در بعضی شرایط می توان از یک مجموعه کابل که در امتداد محور طولی پل قرار می گیرند استفاده نمود. طرح شده و معمولآ از فولاد یا بتن مسلح می باشد،پلهاي ترکه اي به تعداد زیاد و تا دهانه 500 متر ساخته H یا A، I پایه هاي میانی پل به شکل شده اند.

پل معلق

در این پلها نیز تابلیه به صورت یکصفحه صلبروي پایه هاي کناري و میانی تکیه نموده است .

٦

نگهداري پل

با توجه به مخارج سنگین انجام شده براي اجراي ابنیه بتنی ،مسئله نگهداري دقیق این سازه ها در برابر آب و باد دو یخبندان از اهمیت خاصی بر خوردار است.

در مناطقی که بستر رودخانه سستبوده و در اثر طغیان آب امکان شسته شدن داشته باشد باید وضعیتآن را در اطراف پل بعد از طغیانهاي مختلف مورد برسی قرار داد تا با تدابیر مختلف از خالی شدن خاك اطراف پی ها و در نتیجه تخریبپایه ها جلوگیري شود. لایه عایق کاري و آسفالت کف جاده باید طوري انجام شود که از نفوذ و باقی ماندن آب در جسم پل جلوگیري شود.

بعد از پایان ساختمان پل و قبل از تحت سرویس قرار گرفتن،المانهاي مختلف آنرا باید به دقت مورد بازدید قرار داد تا مشخص شود تحت بارهاي دائمی و دستگاههاي ساخت،تغییر شکل ها و تركهاي پیشبینی نشده در آن ایجاد نشده باشد، همچنین بعد از آزمون بار گذاري که تحت شدید ترین بارگذاري ممکنه در طول دوره سرویس قرار می گیرد، باید کلیه تغییر شکلهاي ایجاد شده و فلش مقاطع بحرانی، تركهاي احتمالی، نشست پایه ها، تغییر فرم دستگاههاي تکیه گاهی و اتصالات مختلف به دقت مورد برسی قرار گیرند.

در طول دوره بهره برداري نیز در زمانهاي مشخصباید قسمتهاي مختلف پل مورد بازدید قرار گیرند به عنوان مثال:در پلهاي فلزي که احتمال از بین رفتن اتصالات پیچ و جوش، زنگزدن المانها و خوردگی آنها و بروز نا پایداریهاي الاسیتک موجود است. این بازدیدها باید به طور مداوم و حداقل هر پنج سال یکبار انجام شده و براي جلو گیري از تخریب قطعات، آنها را با مواد مناسب پوشانید. همجنین در مورد پلهاي بتن پیش تنیده شده وضع دستگاههاي مهارتی و کششکابلها مورد بررسی قرار گرفته و با انجام عمل تزریق به نحو مناسب، از زنگزدگی کابلها جلوگیري به عمل آید.

از عبور سربارهاي غیر مجاز که در طرح ومحاسبه قطعات پل در نظر گرفته نشده اند،اکیدآ جلوگیري شود.پل هاى دهانه طویل مستحکم شده با کابل در آغاز هزاره سوم میلادى 17 پل در جهان وجود داشته استکه دهانه آنها بیشاز هزار متر مىشود. این پل ها یا در حال بهره بردارى هستند و یا ساختمان آنها به ما پایان نرسیده است

این پلها همه از نوع پل هاي معلق هستند و تعداد آنها در کشورهاي مختلفبه ترتیب زیر است:

در آمریکا و ژاپن چهار پل ، در انکلستان ، ترکیه و چین هر یک دو پل و در پرتغال , دانماركو سوثد هر یک، یک پل وجود دارد.*از بین پلهاى معلق , پل هاى زیر حائز اهمیت هستند:

اول , پل عظیم آکاشى -کاى کیو در ژاپن که دهانه اصلى آن 1991 متر استو در ماه آوریل ساله 1996 آماده بهره بردارى شده است . این پل در نزدیکى کوبه در راه کوبه - ناروتو بین جزایر هونشو و شى کوکو قرار دارد.

دوم , پل بزرگ کمرى شرقى در دانمارك که دهانه اصلی آن 1624 متر و در ماه ژوثن 1998 اماده استفاده شده است.*در بین پل هاى معلقى که در مسیر شاهراه ها و راه اهن قرار دارند ، پل هاى زیر حایز اهمیت هستند:

اول ، پل تسینکما در هنگ کنگ که دهانه اصلی آن 1377 متر و در سال 1997 بهره بردارى از آن آغاز شده است.

دوم ، پل مینامى - بیزان ستو در ژاپن که در راه کوجى ما – ساکاید ، بین جزایر هونشو و شی کوکو قرار دارد . . این پل در حدود صد کیلومترى غرب کوبه واقع شده استو دهانه اصلى آن 1100 متر استو در سال 1998 بهره برداري از آن شروع شده است .

پل هاى کابلى

دهانه پلهاي کابلى امرزه به هزار متر هم رسیده است . در حال حاضر در جهان 13 پل کابلی وجود دارد که ساختمان آنها به پایان رسیده و یا در شرف اتمام است.

500 متر است. - دهانه این پلها بین 1000*در بین پل هاى کابلی ، پل هاى زیر حایز اهمیت است:

اول تاتارا که دهانه اصلى آن 890 متر استو در سال 1999 مورد بهره بردارى قرار گرفت . این پل در ژاپن و در 200 کیلومیرى غرب کوبه در راه انوموچی-ایمابارى بین جزایر هونشو و شی کوکو قرار دارد.

دوم , پل پونتد.نرماندى در فرانسه با دهانه اصلى 856 متر قرار دارد و در سال 1995 ساختمان آن به پایان رسیده است.

پل سنگ تراشها

پل سنگتراشها در هنگ کنگ به احتمال قوى یک پل کابلی استکه طول دهانه آن بیشاز هزار متر مى شود.در بین پلهاى کابلى که در مسیر شاهراه ها و یا راه آهن قرار دارد , پلهاى زیر حایز اهمیت است:

اول پل ارسوند بین دانماركو سوئد واقع استو دهانه آن 430 متر مى شود که در سال 2000 آماده بهره بدارى شده است.

دوم , پل کاپ شوى مون در هنگکنگواقع استکه دهانه آن 430 متر مى شود و در سال 1997 بهراه برداري از آن آغز شد است. این پل در نزدیکى پل سینگما قرار دارد.

در بین پل هاى کابلى یکستونى ، مقام اول به پل سوگورتدر روسیه تعلق می گیرد که دهانه آن 408 متر است و بهره بردارى از آن سال 2000 آغاز شده است . مقام دوم را نیز پل کارنالى در نپال با دهانه اى به طول 325 متر به خود اختصاص مى دهد که از سال 1992 مورد استفاده قرار گرفته است.

پروژه پل اولیاناوسک که قرار بود یکستونى و با دهانه اى به طول 407 متر ساخته شود با پل شاه تیري با چهار دهانه هر کدام به طول 203,5 مترتعویض شود.


برچسب‌ها: پل ها, پل

تاريخ : پنجشنبه چهاردهم آذر ۱۳۹۲ | 17:58 | نویسنده : زهرا - دانلود رایگان
آزمايش كشش Tensile Test

آزمايش كشش  Tensile Test

 

در اين آزمايش نمونه فلزي در دستگاه كشش بين دو فك متصل مي شود و يكي از فك ها توسط نيروي وارده بحركت در مي آيد و نمونه فلزي بر اثر كشش تغيير طول (افزايش طول) مي دهد تا گسيخته و پاره شود. ماشينهاي كشش به سه صورت هيدروليكي، اهرمي و پيچ و مهره اي مي باشندكه معمولترين و پرقدرت ترين انها ماشينهاي هيدروليكي مي باشد.

نمونه آزمايش كشش يا داراي مقطع دايره اي و يا به شكل تسمه مي باشد كه ابعاد وسط نمونه كمتر از دو سر آن مي باشد. كه به علت نبود نمونه استاندارد در آزما يشگاه از ميله گردهاي معمولي استفاده كرديم. بايد توجه كرد كه طول گيج استاندارد براي نمونه هاي بلند 5 برابر قطر آن و براي نمونه هاي كوتاه 10 برابر آن باشد.

هدف آزمايش: بدست آوردن:

                   ü       رسم منحني هاي تنش - كرنش و نيرو – تغيير طول

                   ü       تنش تسليم

                   ü        مدول الاستيسيته

                   ü       مقاومت كششي و  تنش هاي جاري

                   ü       درصد ازدياد طول

                   ü       درصد كاهش سطح مقطع

2

نحوه آزمايش: ابتدا دو نمونه ميله گرد يكي آجدار و يكي بدون آج را انتخاب مي كنيم و به طول تقريبي 30 سانتي متر آنها را مي بريم و طول واقعي آنها را بدست مي آوريم و سپس جرم نمونه را بدست مي آوريم. سپس به وسيله فرمول r=m/v و  v=pr  h   شعاع  ميله گرد ها   را محاسبه ميكنيم كه نتايج بدست آمده به صورت زير مي باشد. =7.8 gr/cm3) (r

 

ميله گرد آجدار

ميله گرد بدون آج

جرم ( m)

129.21 gr

123.61 gr

طول (  h)

30 cm

30.2 cm

قطر (  D)

9.874798 mm

8.17393 mm

نوع ميله گرد

F10

f8

ابتدا  ميله گرد آجدار را داخل دستگاه كشش قرار ميدهيم  و پس از سفت كردن فكها فاصله بين دو فك را اندازه ميگيريم ( فاصله بين دو فك 127 ميليمتر مي باشد) و فاصله دوفك را بر روي ميله گرد علامت مي گذاريم. سپس رنج دستگاه را بر روي½  قرار مي دهيم (دقت 250 نيوتن). سپس دستگاه را روشن مي كنيم تا بار كششي بر نمونه وارد شود. سپس ميزان تغيير طول را بر حسب ميزان نيروي اعمال شده را از روي دستگاه مي خوانيم كه اعداد بدست آمده به شرح زير است:

M مقدار 5/3 كيلو نيوتن براي بلند كردن فك بكار مي رود كه بايد از اعداد بدست آمده كسر شود

F2 =F1-3.5     

 

سپس  طول ثانويه بين دوفك را اندازه مي گيريم و همچنين قطر محل پارگي را بوسيله كوليس اندازه مي گيريم و بوسيله آن درصد افزايش طول و درصد كاهش سطح مقطع را بدست مي آوريم:

  

طول اوليه

= درصد افزايش طول

طول اوليه -طول ثانويه

قطر ثانويه

= درصد افزايش سطح مقطع

 

قطر اوليه

9.874 mm

 

طول اوليه

127 mm

قطر ثانويه

6.6 mm

 

طول ثانويه

146.8 mm

درصد كاهش سطح مقطع

55%

 

درصد افزايش طول

13.487%

 

30

25

20

15

10

5

F1 (KN)

26.5

21.5

16.5

11.5

6.5

1.5

F2 (KN)

3

2.5

2

1

0.5

0

DL (mm)

346.07

280.77

215.48

150.18

84.886

19.589

s(N/mm2)

0.0236

0.0197

0.0157

0.0079

0.0039

0.0000

e

 

55

50

45

44

40

35

F1 (KN)

51.5

46.5

41.5

40.5

36.5

31.5

F2 (KN)

13

9

5

4.2

4

3.5

DL (mm)

672.56

607.26

541.96

528.90

476.67

411.37

s(N/mm2)

0.1024

0.0709

0.0394

0.0331

0.0315

0.0276

e

 

 

59.75

59.5

59

58.5

58

57

F1 (KN)

56.25

56

55.5

55

54.5

53.5

F2 (KN)

25

23

21

20

18.2

15.5

DL (mm)

734.59

731.32

724.79

718.26

711.73

698.67

s(N/mm2)

0.1969

0.1811

0.1654

0.1575

0.1433

0.1220

e

 

 

 

 

 

56

60

60

F1 (KN)

 

 

 

52.5

56.5

56.5

F2 (KN)

 

 

 

شكست

30

28.1

DL (mm)

 

 

 

685.61

737.85

737.85

s(N/mm2)

 

 

 

----

0.2362

0.2213

e

 

E مشاهده مي شود كه وقتي دستگاه نيروي 44 كيلونيوتن را نشان ميدهد فلز به حد تسليم خود رسيده است كه نشان مي دهد براثرنيرويي معادل 5/40 كيلو نيوتن اين فلزتسليم شده است. طبق رابطه تنش ميزان تنش تسليم براي اين فلز 528.9 (N/mm2) بدست مي آيد.

Eوقتي ميله گرد دچار شكست مي شود دستگاه نيروي56 كيلونيوتن را نشان مي دهد يعني به ازاي نيرو5/52 كيلو نيوتني ميله به حد گسيختگي خود مي رسد كه براي اين نقطه تنش گسيختگي به 685.61 (N/mm2) مي رسد.

Eمشاهده مي شود كه فلز بر اثر نيروي معادل 5/56 كيلونيوتني به حد نهايي خود مي رسد.

بايد دقت كرد كه نمودار تنش-كرنش واقعي (تنش در هر لحظه حاصل نيرو بر سطح مقطع همان لحظه) مي باشد كه البته اين نمودار در حد خطي تغيير محصوصي نسبت به نمودار بدست آمده ندارد ولي پس از آن كه در ميله گرد شروع به ايجاد گردن و در نهايت بريده شدن ميله گرد در همان مقطع مي باشد ميزان تنش بسيار بيشتر از تنش بدست آمده مي باشد (بخاطر كاهش سطح مقطع و كم شدن مخرج كسر و درنهايت افزايش تنش).


از مقدار تنش گسيختگي و تنش جاري شدن نوع ميلگرد مورد آزمايش از نوع A3  و با تقسيم تنش بر كرنش ميزان مدول الاستيسيته فولاد تقريبا 1. 2E5(N/mm2) بدست مي آيد كه بسيار كوچكتر از مدول الاستيسيته واقعي سيمان 2E5(N/mm2)) ( مي باشد.

 

           نمودار نيرو بر حسب تغيير طول                                            نمودار تنش بر حسب كرنش

آزمايش فوق را دوباره بر روي ميله گرد بدون آج انجام داديم كه نتايج بدست آمده از آن به شرح زير است:

 

قطر اوليه

8.174 mm

 

طول اوليه

121.2 mm

قطر ثانويه

6.95 mm

 

طول ثانويه

146.05 mm

درصد كاهش سطح مقطع

28%

 

درصد افزايش طول

20.05%

A=0. 524749 cm2

 

مشاهده مي شود كه اين نوع ميله گرد داراي حد تسليم نمي باشد.

            نمودار نيرو بر حسب تغيير طول                                            نمودار تنش بر حسب كرنش

 

30

25

20

15

10

5

F1 (KN)

26.5

21.5

16.5

11.5

6.5

1.5

F2 (KN)

5

4.2

3.5

3

2

1

DL (mm)

505.00

409.72

314.43

219.15

123.86

28.585

s(N/mm2)

0.0413

0.0347

0.0289

0.0248

0.0165

0.0083

e

 

44

43

41

36

35

32.5

F1 (KN)

40.5

39.5

37.5

32.5

31.5

29

F2 (KN)

8.7

8

7.5

7

6

5.5

DL (mm)

771.79

752.74

714.62

619.34

600.28

552.64

s(N/mm2)

0.0718

0.0660

0.0619

0.0578

0.0495

0.0454

e

 

50

49

48

47

46

45

F1 (KN)

46.5

45.5

44.5

43.5

42.5

41.5

F2 (KN)

12

11.2

10.8

10

9.5

9

DL (mm)

886.13

867.08

848.02

828.96

809.91

790.85

s(N/mm2)

0.00990

0.00924

0.00891

0.00825

0.00783

0.00742

e

 

54

53.5

53

52.5

52

51

F1 (KN)

50.5

50

49.5

49

48.5

47.5

F2 (KN)

17

16

15.5

14.7

13.9

12.9

DL (mm)

962.36

952.83

943.30

933.78

924.25

905.19

s(N/mm2)

0.1403

0.1320

0.1279

0.1213

0.1147

0.1064

e

 

 

45.2

55.9

55.8

54.7

54.5

F1 (KN)

 

41.7

52.4

52.3

51.2

51

F2 (KN)

 

24.5

24

22

20.1

19

DL (mm)

 

794.66

998.57

996.66

975.70

971.89

s(N/mm2)

 

0.2021

0.1980

0.1815

0.1658

0.1568

e


برچسب‌ها: آزمايش كشش

تاريخ : پنجشنبه چهاردهم آذر ۱۳۹۲ | 17:58 | نویسنده : زهرا - دانلود رایگان
آزمايش خستگي Bend Test

آزمايش خستگي  Bend Test

 

هدف آزمايش

درمواقعي كه نيرو به دفعات زياد بر روي سازه اي اعمال و از روي آن برداشته ميشود، مصالح نمي توانند به اندازهً تنش حد نهايي بدست آمده در آزمايش ايستا مقاومت داشته باشند. در اين حالات مقاومت نهايي بستگي به تعداد دفعات اعمال نيرو و تنش موًثر بر مصالح در هنگام اعمال نيرو دارد. در تنشهاي پايين مصالح مي توانند تعداد سيكل تناوب بيشماري را تحمل نمايند. براي بعضي مصالح مانند فلزات ، منحني S-N (تنش – تعداد) براي تنشهاي كم بصورت افقي در مي آيد  اين بدان معني است كه در تنشهاي پايين تعداد بي نهايت زياد تنش متناوب مي تواند قبل از گسيختگي مصالح رخ دهد. تنشي كه در آن، اين مسئله رخ مي دهد حد دوام ناميده مي شود. حد بيان مصالح بر حسب رابطه تنش بيان مي شود.

خستگي در اينجا به معني گسيختگي و شكست است در اثر تنشي كه متناوبا" وارد شده و قطع مي گردد. اين تنش ها ممكن است تكراري (Repeated) يا آلترناتيو (Alternating) كه در آن تنش منفي نيز وجود دارد و يا كاملا" معكوس (Reversed) كه در آن تنش وارده مثبت به اندازه تنش منفي باشد كه ميانگين آنها صفر است.

تنش خستگي نيز متفاوت است و ممكن است كششي، خمشي و… باشد. آزمايشي كه اغلب انجام مي گيرد آزمايش تسمه يا ميله اي است كه بدور خود مي چرخد و در عين حال تحت تاثير تنش خمش قرار  مي گيرد در اين حالت لانه هاي فلز تحت تاُثير تنش هاي كششي   و فشاري بطور آلتر ناتيو قرار مي گيرند ممكن است بدون چرخاندن نمونه آنرا تحت تاُثير تنش خمشي متناوب قرار داد كه اين آزمايش براي تسمه ها كاربرد  زيادي دارد. نتايج آزمايش براي حالتهاي فوق متفاوت است و با يكديگر متفاوت است. آن نتيجه اي براي ما معتبر است كه شرايط آزمايش با شرايط واقعي مطابقت داشته باشد.

محل شكستگي خستگي در فلزات كاملا" مشخص است و از دو دايره متحت المركز تشكيل شده محل شكستگي در ابتدا داراي دانه هاي ريز و ظريفي (صدفي) مي باشد و در مركز آن سطحي خشن قرار دارد.

معمولا" شكستگي در آزمايش خستگي از سطح فلز و جائيكه ناصافي يا خراش سطحي وجود داشته باشد يا عيوبي در ساختمان داخلي فلز مانند ناخالصي و يا حفره داخلي فلز شروع مي شود و رشد مي كند تا اينكه بخشي از سطح مقطع نمونه را فراگيرد و وقتي سطح مقطع دست نخورده نمونه نتواند تنش وارده را تحمل نمايد نمونه مي شكند و سطحي خشن در اين محل ايجاد مي گردد.

عوامل موُثر در آزمايش خستگي:نتايج آزمايش خستگي به عوامل مختلفي بستگي دارد كه مهمترين آنها عبارتند از:

                   ü       شرايط سطح نمونه

                                           ¨       صاف بودن يا خشن بودن سطح نمونه

                                           ¨       خراش سطح نمونه

                                           ¨        دانه دانه بودن يا حفره داشتن سطح

                   ü       تركيبات شيميايي فلز

                   ü       اندازه دانه ها

                   ü       درجه حرارت محيط آزمايش

                   ü       فركانس تنش

                   ü       ميانگين تنش (در مورد تنش هاي آلترناتيو)

مقاومت خستگي با زياد شدن درجه حرارت كاهش مي يابد و با كوچك شدن دانه هاي فلزي Grain size مقاومت خستگي زياد مي شود. هر تركيب يا عنصري كه در فلز باعث سختي و بالا رفتن تنش تسليم باشد مقاومت خستگي را افزايش مي دهد. اگر نمونه در محيطهاي شيميايي كه باعث خوردگي فلز مي شود قرار گيرد باعث كاهش مقاومت نمونه مي شود. همچنين سرعت و روش سرد كردن فلز نيز باعث تغيير در مقاومت بتون مي شود.


نحوه آزمايش: ابتدا دو نمونه فولادي مطابق شكل زير انتخاب كرده و ابعاد نمونه آنها را به وسيله كوليس اندازه مي گيريم كه اندازه هاي آنها به شرح زير مي باشد:

 

 

l(mm)


t(mm)


e(mm)


نمونه اول

224.0

12.05

6.25

نمونه دوم

222.0

11.2

6.60

قطر شيار در قسمت وسط نمونه 5 mm ميلي متر مي باشد.

ابتدا نمونه اول را داخل دستگاه خستگي (از نوع آلترناتيو قرار مي دهيم) قرار مي دهيم و سپس به وسيله پيچهاي طرفين دستگاه را سفت مي كنيم (پيچ طرف راست را در جهت عقربه هاي ساعت و پيچ طرف چپ را در جهت خلاف عقربه هاي ساعت  سفت ميكنيم). و گيجها را بر روي تكيه گاهها قرار ميدهيم و پس از صفر كردن آنها ميزان تنش اعمالي به نمونه را  به وسيله پيچ تنظيم زير دستگاه بر روي 95 N/mm2)) قرار مي دهيم و خيز ايجاد شده در دو طرف بار را مي خوانيم. بار Wتوسط تسمه موجود در زير دستگاه به دو طرف نمونه بصورت ممان وارد مي شود. كه در يك لحظه تار بالا در كشش و تار پايين در فشار است و چون نمونه در دستگاه مي چرخد بلافاصله تار بالا فشار و تار پايين در  كشش قرار مي گيرد و اين عمل تا زمان شكستن نمونه ادامه پيدا مي كند. پس از شكستن نمونه كانتر موجود بر روي دستگاه را قرائت مي كنيم و با كم كردن عدد قرائت شده در ابتداي آزمايش از آن تعداد سيكلي را كه پس از آن نمونه تحت تنش ايجاد شده مي شكند را بدست مي آوريم.

در ابتداي آزمايش يك ترك در مقطع نازكتر ايجاد مي شود (علت شيار موجود بر روي نمونه نيز همين است كه تنش را به محل خاصي در وسط نمونه هدايت كنيم) كه اين ترك به مرور گسترش يافته تا سطح مقطع كم شده و قدرت تحمل تنش وارده را ندارد و اين امر سبب شكستن نمونه از همان  مكان مي شود كه اين امر در سطح مقطع بريده شده به وضوح به وسيله دو سطح صاف و خشن كاملا" قابل روُيت مي باشد. اين آزمايش را بار ديگر و با تنش 115 N/mm2)) انجام مي دهيم كه نتايج  بدست آمده در جدول زير موجود مي باشند:

تنش اعمال

شده به نمونه

خيز سمت راست

خيز سمت

چپ

شماره كانتر قبل از شكستن

شماره كانتر بعد از شكستن

تعداد دفعات بارگذاري

90 N/mm2


1.04 mm


1.06 mm


8319700

8354300

34600

115 N/mm2


1.42 mm


1.24 mm


8354300

8376700

22400

 

اگر اين آزمايش را تحت تنش هاي گوناگون انجام دهيم مي توانيم منحني تنش-تعداد دور را رسم كنيم و از روي آن حد خستگي (Fatigue limit) را بدست آوريم.


برچسب‌ها: آزمايش خستگی, آزمایش خستگی, Bend Test

تاريخ : پنجشنبه چهاردهم آذر ۱۳۹۲ | 17:58 | نویسنده : زهرا - دانلود رایگان
پل آلامبو اسپانیا

پل آلامبو اسپانیا

زمانی که اسپانیا براي میزبانی نمایشگاه اکسپو سال 1992 انتخاب شد، ساختن پلهاي جدید براي دسترسی به جزیرهاي بزرگ ولی دورافتاده و قسمت بزرگی از تدارکات مربوط به نمایشگاه محسوب می شد. Seville در Guadalquivir متروك بر روي رودخانه ي بزرگترین و وسیعترین آن می باشد. Alamillo چهار پل جدید ساخته شد که دو پل توسط کالاتراوا طراحی شده بود.

این پل توسط سانتیاگو کالاتراوا که قبلا بًه خاطر ساختن چندین ایستگاه و فرودگاه و پل و همچنین پل سازي روي رودخانه ي مشهور شده بود طراحی شده و اکنون به عنوان یک سمبل چشم انداز مهم و نشانهاي از مدنیتو هنر معماري و مهندسی محسوب Guadalquivir می شود.

که نمایشگاه در آن برگزار شد متصل می کند. Cartuja را به جزیرهي Siville که یکپل سواره- پیاده رو است شهر Alamillo پل معطوف داشته است. احداث پل در یک Alamillo طرح جسارت آمیز و تحركبر انگیز موجود در پروژه، توجه همه را از ابتداي طراحی به پل منطقه ي دورافتاده ي شهر از اهمیتاساسی در احیاي ناحیهاي که رو به نابودي داشت برخوردار است

1 کیلومتر از هم فاصله داشتاما در حقیقت یکی از / بود که 5 La Cartuja طرح اصلی کالاتراوا یک جفت پل متقارن در دو طرف جزیره ي در قرینهاي بودن آن است. Alamillo آنها ساخته شد. آنچه مسلم است نقطه قوت و برجسته طرح پل تنها ستون پل که با زاویهاي 58 درجهاي به طرف بیرون رودخانه متمایل است، دهانه ي پل به طول 200 متر را با 13 جفت کابل نگهداري می کند .

این تمایل به عقب حس حرکت و مراقبت را به کل ساختار می دهد و باعث می شود این قسمت یک نگهدارنده ي سادهي ساکن به نظر نرسد. علاوه بر آن وزن و شیب آن نقش مهمی در ایجاد تعادل بین ستون و سواره رو ایفا کرده و تقارن ساختاري را غیر ضروري می سازد. 

نکته ي مهم دیگر اینکه نیروهاي افقی ایجاد شده توسط ستون و دهانه توسط کابلهاي تحت کشش متعادل می شود. بنابر این پایه  ها تنها تحت تأثیر بارهاي عمودي قرار می گیرند.

این رویکرد کالاتراوا ساختار پل را شبیه یک چنگ عظیم کرده. این پل در نوع خود بی نظیر است و سازه اي مشابه آن وجود ندارد.

کالاتراوا پل را نه تنها به عنوان عامل ارتباطی، بلکه المانی براي منظر سازي و ایجاد نشانه شهري و عاملی محرك براي ترقی در آن منطقه در نظر قابل رؤیتاست. Seville گرفت. ستون سیمانی و فولادي آن به عنوان یک سمبل و نشانه از شهر قدیمی هتلها و پارکها به معرفی معماري در ، Alamillo در طی نمایشگاه اکسپو 1992 ،در حقیقت ساخت جادههاي جدید ، پل هاي متعدد از جمله پل منطقه و ارتقاء ارزشآن کمک فراوان نمود.

این پل به طور کامل روش معماري کالاتراوا را منعکس می کند که در جهت ابداع فرمهاي سبک هدایت شده است. فرمی که ایده ي حرکت و نوآوري در تکنولوژي را می رساند.

پل هامبر

با توجه به شرایط جغرافیایی کشور انگلستان و وجود پهنه وسیع آبی این کشور ساخت پلهاي معلق بسیار رایج بوده که از جمله این پل ها, پل هامبر را می توان نام برد .این پل که در دهانه رودخانه اي در نزدیکی شهر بریستول قرار گرفته یکی از شاهکارهاي مهندسی عمران به حساب می اید و براي یکدوره 120 ساله طراحی شده است.در ادامه با مشخصات این پل بیشتر آشنا می شویم.

طول کلی این پل 2220 متر می باشد که بر روي دو پایه شمالی و جنوبی قرار گرفته است.در قسمت ساحل شمالی رودخانه یک بستر گچی مناسب

وجود دارد که توسط لایه ضخیمی از خاك رس پوشیده شده است و این بستر زمینه مناسبی را جهت قرارگیري مهارها و پایه ها فراهم کرده است .

در ساحل جنوبی رودخانه لایه اي آبرفتی در زیر لایه اي از خاك شن و ماسه قرار گرفته و در عمق 30 متري این لایه ها نیز بستر عمیقی از خاك رس متراکم وجود دارد کابل هاي اصلی هر کدام از 14948 رشته به ضخامت 5 میلی متر تشکیل شده است. در دهانه فرعی شمالی علاوه بر این رشته ها از 800 رشته اضافه در هر یک از کابل ها استفاده شده است .

سایر مشخصات به شرح زیر می باشد

طول دهانه اصلی 1410 متر

دهانه فرعی شمالی 280 متر

دهانه فرعی جنوبی 530 متر

ارتفاع از سطح آزاد آب 30 متر

عرض عرشه با پیاده رو 28,5 متر

ارتفاع پایه ها از روي فونداسیون 155,5 متر

بار وارد بر هر کابل 19400 تن

وزن فولاد مصرفی 27500 تن

وزن بتن مصرفی 480000 تن

عمق فونداسیون در مهاربند شمالی 21 متر

عمق فونداسیون در مهاربند جنوبی 35 متر

عمق فونداسیون در زیر پایه شمالی 8 متر

عمق فونداسیون در زیر پایه جنوبی 36 متر

 

پل گلدنگیت، نماد شهر سانفرانسیسکو

پل گلدنگیتدر زمره زیباترین و منحصر به فردترین پلهاي متحرك دنیا محسوب می شود که با گذشت 69 سال استحکام و زیبایی خود را حفظ کرده است.

پل گلدنگیتکه با هزینه 35 میلیون دلار ظرفمدت 4 سال در سانفرانسیسکو ساخته شد، شمال این شهر را به جنوب آن متصل میکند. این پل در 28 می سال 1937 ساعت 12 بعدازظهر همزمان با اعلام خبر آماده بهره برداري بودن این پل توسط فرانکلین دي.روزولت، رییس جمهور وقت آمریکا، به روي وسایل نقلیه باز شد. این پل متحرك 4200 فوت طول دارد و سالهاست که مستحکم پابرجا مانده است. ارتفاع این پل از سطح آب 220 فوت و وزن آن 887000 تن است. دو برجی که در طول این پل ساخته شده اند 746 فوت ارتفاع دارند. در سال 1997 ، حدود 41381000 وسیله نقلیه از روي این پل عبور کردند. 30 نفر در هنگام ساخت این پل از روي آن سقوط کردند و به دلیل وزش بادهاي شدید، کارگران در هنگام ساخت آن با مشکلات بسیاري مواجه شدند .

ساکنین شهر سانفرانسیسکو این پل را نماد شهر خود به حساب می آورند. داستانها و مسایل عجیب و جالبی در مورد این پل وجود دارد. این پل علی رغم نام خود (گلدن گیت به معنی دروازه طلایی) به رنگ طلایی نیست ولی برخی معتقدند که این پل هر سال رنگ می شود، در حالی که 1965 . گفته می شود _ این امر حقیقت ندارد و تاکنون فقط دو بار رنگ شده است: یکبار در سال 1937 و بار دیگر در فاصله سالهاي 1995

که پل گلدنگیت بزرگترین پل دنیاست. البته این امر در فاصله سالهاي 1937 تا 1964 صحت داشت ولی با ساختپل ورازانو نروز بین بروکلین و جزیره استیتن در نیویورك، گلدن گیت دیگر در زمره طولانی ترین پل معلق دنیا به شمار نمی آمد. البته در حال حاضر با ساخت پلهایی در منطقه آسیا و اسکاندیناوي (بخشی از شمال اروپا که شامل دانمارك، نروژ، سوئد و فنلاند میشود)، تعیین بزرگترین و طولانیترین پل در دنیا مشکل می شود. پل گلدنگیت براي میلیونها نفر ساکنین از شهر بزرگ سانفرانسیسکو نقش کلیدي را در برقراري ارتباط و اتصال نقاط مختلف دارد و در واقع به استثناي پل بروکلین هیچ پلی در آمریکا به اندازه این پل از اهمیت و محبوبیت برخوردار نیست. پل گلدنگیت، ابتکار مهندس چارلز آلتون » مهندس معمار و مهندس ،« ایرونیگمارو . « بود که پیشاز این طراحی 400 پل متحرك را برعهده داشت « جوزف استراس » مشهور از طراحان پل در اجراي این پروژه بزرگ مشارکت داشتند. « لئون مویسیف » و « الیس ساخت این پل از 5 ژانویه سال 1933 شروع شد و در آوریل 1937 به پایان رسید و در 27 می همان سال براي تردد عابران پیاده آزاد شد. این پل تنها راه خروجی سانفرانسیسکو به سمت شمال استو از 6 مسیر مخصوص تردد وسایل نقلیه و دو مسیر محل عبور عابران پیاده در هر دو طرف تشکیل شده است در اول سپتامبر سال 2002 عوارض تردد از روي این پل براي وسایل نقلیه موتوري از 3 دلار به 5 دلار افزایش یافت .

دوچرخه، موتور و عابر پیاده از پرداخت عوارض معاف هستند. محدودیت سرعت حرکت روي پل گلدنگیتدر اول اکتبر سال 1983 از 90 کیلومتر در ساعت به 70 کیلومتر در ساعت کاهش یافت. رنگ این پل نارنجی متمایل به قرمز است که این رنگ براي هماهنگی این پل با محیط

اطراف خود و جلوه بیشتر آن در مه و غبار ( که از شرایط آب و هوایی ویژه آن منطقه است) انتخاب شده است. این پل از نظر زیبایی شناسی و معرفی کردند. « بناهاي هزاره « معماري در نوع خود منحصر به فرد است. در ماه جون سال 2001 انجمن مهندسان عمران آمریکا چندین بنا را با نام ». پل گلدنگیت » و « ساختمان ایمپایراستیت » ،« کانال پاناما » این بناها عبارت بودند از Rijeka پل یادمان شهر پل بنایی است که خصوصیات گسترد هتري از محیط را آشکار می سازد. در واقع پل تنها دو ساحل از پیش بوده را به هم متصل نمی کند، بلکه پل » این تعبیري است که هایدگر، فیلسوف مشهور «. مکانی را به حضور می آورد و چیزها در خلال ویژگی گردهم آورندگی پل آشکار می شوند آلمانی، از پل ارائه می کند

در سالهاي اخیر، پلهاي بیشماري در نقاط مختلف اروپا طراحی و اجرا شده اند که هر کدام جذابیت ها و ویژگیهاي خاص خود را دارند. پل که ارتباط دو بخش شرقی و غربی مرکز تاریخی شهر را Rijecina واقع بر روي رودخانه ،Rijeka شهر (The Memorial Bridge) یادمان کند، یکی از این پلها است که در سال 2001 ساخته شده است.  برقرار می واقع در شمال کشور کرواسی، مسابقه اي را به منظور طراحی یک پل در مرکز شهر، براي ارتباط مسیر پیاده Rijeka در سال 1997 ، مسئولان شهر واقع در غرب رودخانه با پارك شرقی، برگزار نمودند. شرکت کنندگان در مسابقه می بایست یک عنصر یادمانی نیز بر روي پل یا کنار آن طراحی بودند.  می کردند. در واقع این پل یادمان، یادمانی بود براي سربازان کرواتی که در جنگهاي داخلی دهه 1990 کشته شده در LHD از شهر زاگرب، به عنوان طرح برگزیده مسابقه معرفی شد. گروه 3 LHD بعد از داوري آثار، طرح ارائه شده از طرفگروه معماري 3

که همگی فارغالتحصیل دانشگاه Dabrovic, Saša Begovic, Tanja Grozdanic Silvije Novak, Marko سال 1994 توسط زاگرب هستند، شکل گرفته است. این گروه تا کنون جوایز متعددي در زمینه طراحی، معماري و معماري منظر کسب نموده اند.

5 متر) با یک / دادن شخصیتی یادمانی به یکفرم عملکردي بود. در این طرح، پل (به طول 47 متر و عرض 4 ،LHD ایده اصلی طرح گروه 3

35 متر از طول پل بر روي رودخانه قرار میگیرد)، در سمتدیگر / حرکت افقی از یک سمت رودخانه شروع می شود و با عبور از روي رودخانه ( 7 رودخانه با یک عنصر عمودي یادمانی (به ارتفاع 9 متر) پایان مییابد. اعضاء گروه طراحی اعتقاد داشتند که با تاکید بر روي این ایده که پل یک یادمان است، فضایی عمومی تعریف می شود که ضمن برخورداري از جنبه کاملا عملکردي، همزمان از شخصیتی یادمانی نیز برخوردار است.

بود. در واقع رویکرد آنها در این پروژه در سه LHD طرح مینیمال پل یادمان، نتیجه ارائه یک ایده خلاقانه (معمارانه و مهندسی) از طرف گروه 3

لایه معرفی می شود:

1. طراحی یک پل کم عرض تا جایی که به لحاظ عملکردي پاسخگو باشد.

2. استفاده از مصالح متجانس در ساخت پل (عنصر افقی) و ستونهاي یادمانی (عنصر عمودي)

بر روي پل و امتداد آنها در (seamless) 3. طراحی روشنایی خاصبا تاکید بر فرم پل، بصورتی که منبع نور قابل دیدن نباشد. نورهاي پیوسته فضاي مابین عناصر عمودي یادمانی، شب هنگام جلوه خاصی به پل می بخشند.

در کل، پل یادمان در نوع خود یکاثر خاصبه شمار می آید، اثري که در عین ظاهري ساده گرایانه، از تاثیر بصري چشمگیري برخوردار است.

شکل که امکان تجربههاي فضایی به یادماندنی را فراهم می کند، هویت ویژهاي به این بخش شهر L با طراحی یکپل نمادین LHD گروه 3 بخشیدهاند. این پل در سال 2002 ، جایزه بهترین پروژه معماري ساخته شده کشور کرواسی در سال 2001 را نصیب خود کرده است.


برچسب‌ها: پل آلامبو, پل

تاريخ : پنجشنبه چهاردهم آذر ۱۳۹۲ | 17:58 | نویسنده : زهرا - دانلود رایگان
تراز یابی یا نیولمان

تراز یابی یا نیولمان

ارتفاع نقاط

اختلاف ارتفاع

قرائت جلو

قرائت وسط

قرائت عقب

هدف

ایستگاه

100.00

 

 

 

3660

1

 

101.69

1690+


 

1970

 

2

 

103.45

3345+


0315

 

2463

3

 

105.573

2123+


 

0340

 

4

 

105.788

2338+


0125

 

3520

5

 

107.951

2163+


 

1358

 

6

 

109.19

3402+


0118

 

 

7

 

 

ابتدا نیو را از کیفیت دوربین خارج می کنیم و روی سه پایه دوربین قرار می دهیم سپس تراز بودن را تنظیم می کنیم که این کار را بوسیله سه پیچ زیر دوربین انجام می گیرد پس از تنظیم ترازی دوربین شاخص یا علمک را آماده می کنیم و سپس آنرا در اولین مکان مورد نظر قرار می دهیم و پس از تنظیم دوربین اولین عدد خوانده شده را به عنوان ارتفاع پایه در نظر می گیریم و در جدولی تنظیم می نمائیم این کار را تا زمانی ادامه می دهیم که دیگر نتوان اعداد روی شاخص را خواند یعنی شاخص یا بالاتر یا پایینتر از دوربین قرار گیرد . پس از اینکه نتوانستیم شاخص یا عملک را بخوانیم مجبور هستیم جای دوربین را تغییر دهیم به این کار تغییر ایستگاه می گوییم بعد از تغییر ایستگاه در آخرین جایی که ارتفاع خوانده شده دوباره در نظر می گیریم و دوباره آن را بعد از تغییر ایستگاه می خوانیم این تغییر ایستگاه را برای چندین بار متفاوت انجام می دهیم تا اختلاف نقاط مختلف را بدست آوریم نتایج بدست آمده را در جدولی مانند جدول زیر تنظیم می کنیم و ارتفاع نقاط مختلف را حساب کنیم .

 

ترازیابی رفت و برگشت :

بعد از تنظیم ترازی دوربین یک نقطه را به عنوان نقطه شروع در نظر می گیریم و شاخص را در آن نقطه قرار می دهیم بعد از قرائت عقب این محل و تغییر جای شاخص و قرائت های وسط قرائت جلو را انجام می دهیم این تغییر ایستگاه را چندین بار تکرار می کنیم و یک نقطه را به عنوان آخرین نقطه قرائت در نظر می گیریم این کار یعنی پیمودن این مسیر را رفت می نامیم و سپس از همان نقطه که آخرین قرائت را انجامدادیم مسیر برگشت به نقطه اولین قرائت مسیر رفت را می پیمائیم و قرائت ایستگاهها مختلف را انجام می دهیم تا به نقطه شروع برگردیم این کار یعنی ترازیابی رفت و برگشترا انجام می دهیم تا دقت اندازه گیری و قرائت خود را بدانیم در آخر یعنی پس از تنظیم جدول باید فرمول زیر برقرار باشد یا حداقل بسیار کم باشد .

  

ارتفاع نقاط

اختلاف ارتفاع

قرائت جلو

قرائت وسط

قرائت عقب

هدف

ایستگاه

100.00

 

 

 

2184

1

 

99.882

0118-


 

2302

 

2

 

99.754

0128-


 

2311

 

3

 

99.085

0669-


 

2853

 

4

 

99.032

0968-


3152

 

1625

5

 

98.532

0500-


 

2125

 

6

 

98.194

0838-


2463

 

1522

7

 

98.033

0161-


 

1686

 

8

 

97.549

0484-


2006

 

 

9

 

 

 

ارتفاع نقاط

اختلاف ارتفاع

قرائت جلو

قرائت وسط

قرائت عقب

هدف

ایستگاه

100.00

 

 

 

1493

1

 

100.211

0211+


 

1282

 

2

 

100.676

0465+


 

1028

 

3

 

100.845

0845+


0648

 

1227

4

 

101.253

0408+


 

0819

 

5

 

101.845

1000+


0227

 

1619

6

 

103.273

1428+


 

0191

 

7

 

104.560

1287+


 

0332

 

8

 

103.330

1485+


0134

 

1268

9

 

103.174

0156-


 

1424

 

10

 

102.769

0405-


 

1673

 

11

 

101.717

1052-


2320

 

 

12

 

                                                                                         اختلاف ارتفاع اول و آخر

 تعیین زوایا و فاصله نسبی بوسیله متر و ژالون

ابتدا بوسیله متر زاویه قائمه را پیدا می کنیم برای این منظور از قضیه فیثاغورس استفاده می کنیم روی زمین ابتدا یک فاصله 4 متری را در نظر می گیریم و جای دو سر آن را با گچ علامت می زنیم سپس در جهت دیگر 3 متر را جدا می کنیم سپس برای ایجاد یک مثلث یک ضلع دیگر مثلث را جدا می کنیم این کار باید فوری انجام شود که طول اضلاع درست روی زمین جدا شود در این صورت زاویه بین دو ضلع 4 و3 متری قائمه خواهد آمد این اضلاع باید در رابطه فیثاغورس صدق کند .

 دومین کاری که با متر می توان انجام داد تعیین یک زاویه دلخواه می باشد برای این کار مانند تعیین زاویه قائمه یک ضلع به طول 4 متر جدا می کنیم عمود آن را اخراج می کنیم سپس یک ضلع دلخواه عمود به هر اندازه دلخواهی را جدا می کنیم و سر دیگر متر را به نقطه شروع بر می گردانیم با استفاده از رابطه  tan   = y/x  زاویه بین دو ضلع بدست می آید .سومین کار پیاده کردن زاویه توسط متر است برای این کار ابتدا زاویه ی فرض را در نظر می گیریم که طول اضلاع آن با هم مساوی هستند بعد دو سر آن دو ضلع را به هم وصل می کنیم و از راس زاویه بر آن ضلع سوم یک عمود پیدا می کنیم که این عمود همان عمود منصف ضلع سوم خواهد بود و با استفاده از فرمول های زیر زاویه را تعیین می کنیم :

چهارمین کار صحرائی تعیین فاصله نسبی بین دو نقطه دور از هم می باشد ابتدا دو نقطه را مانند شکل زیر در یک راس در نظر می گیریم می خواهیم فاصله بین دو نقطه A , B  را پیدا کنیم یک نقطه مانند C را در پشت A در راستای AB در نظر می گیریم و فاصله آن را اندازه می گیریم از نقطه C عمود اخراج می کنیم نقطه انتهای عمود را D می نامیم یک عمود نیز بر نقطه A رسم می کنیم و بوسیله ژالون یک نقطه روی عمود A طوری انتخاب می کنیم که در راستای DB باشد اندازه دو عمود سپس به کمک روابط تالس طول نسبی بین دو نقطه را پیدا می کنیم .

پیدا کردن نقطه روی زمین از روی نقشه و بر عکس :

برای این کار ابتدا به وسیله قطب نما جغرافیایی را پیدا می کنیم سپس یک نقطه فرض مانند     را که قبلا مختصات آن و محل آن روی زمین فرض گرفته شده را پیدا می کنیم و دوربین را در آن محل مستقر می کنیم با استفاده از 2 فرمول :

 ژیزمان و طول نقطه ی را ازنقطه A پیدا می کنیم سپس با توجه به اندازه ژیزمان به اندازه Lm از نقطه A فاصله می گیریم آن نقطه را B می نامیم .

برای پیدا کردن نقطه روی نقشه از روی عوارض زمین باز هم مانند قبلی یک نقطه فرض مانندA را با مختصات دلخواه مانند              در نظر می گیریم با استفاده از دو فرمول زیر:

 می توانیم نقطه B را روی نقشه پیاده کنیم N یا شمال را روی نقشه خودمان انتخاب می کنیم ژیزمان را نیز روی زمین اندازه گیری می کنیم با استفاده از جدول زیر می توان موقعیت نقاط را در ربع های مختلف پیدا کرد .

 

تعیین فاصله _ اختلاف ارتفاع نقاط به طور غیر مستقیم (تاکئومتری)

 برای این کار ابتدا دوربین تئودولیت را روی زمین تنظیم و تراز های آن را تنظیم می کنیم شاخص را در نقاط مختلف قرار می دهیم و فاصله و اختلاف ارتفاع نقاط مختلف را اندازه گیری می کنیم برای هر نقطه ای زاویه افقی را برای راحتی کار ابتدا امتداد شمال را 00.00 کرده و برای این کار از فرمول های زیر استفاده می کنیم . 

 

 

H     


D    


V    


H    


N1   


N    


N2  


هدف

ایستگاه

 

2229.8

51630.08

85.11.47

119.49.06

3480

3740

4000


 

 

3177.5

64571

85.22.11

122.57.08

3350

3675

4000


 

 

 5221.05


76230

84.36.60

131.35.05

3230

3610

4000


 

 

1907.15

63271.4

86.35.17

197.15.06

3365

3580

4000


 

 

11651.7

 212233.2


86.35.17

192.49.27

1870


برچسب‌ها: تراز یابی

تاريخ : پنجشنبه چهاردهم آذر ۱۳۹۲ | 17:57 | نویسنده : زهرا - دانلود رایگان
آزمايش سختي Hardness Test

آزمايش سختي Hardness Test

 

سختي مجموعه اي از خواص و مشخصاتي است كه يك جسم يا فنر ممكن است دارا باشد اهم اين خواص عبارتند از :

                   ¨       مقاومت در مقابل سائيدگي

                   ¨       مقاومت در مقابل بريدن

                   ¨       مقاومت در مقابل خراش برداشتن

                   ¨       قدرت بريدن مواد ديگر

                   ¨       مقاومت در مقابل تغيير شكل گرفتن پلاستيكي

                   ¨       دارا بودن مدول الاستيسيته زياد

                   ¨       تنش تسليم و مقاومت كششي بالا داشتن

                   ¨       داراي شكنندگي زياد بودن

                   ¨       كم بودن قابليت انعطاف

                   ¨       مقاومت در مقابل چكش خواري

البته بسياري از خواص فوق به يكديگر مربوط هستند .

سنجيدن همه خواص با يك آزمايش سختي غير ممكن است بنابراين آزمايش سختي نمي تواند تمام خواص فوق را سنجد.

روشهاي متداول براي اندازه گيري مقاومت نمونه تحت سايش و خراش عبارتند از:

                   ü       روش   Rock well

                   ü       روش  Vickers

                    ü        روش   Brinel

اساس كار هر سه دستگاه بر اساس تغيير شكل موضعي فلز(نمونه) در اثر مقدار نيرو مي باشد.

 Dروش راكول براي اندازه گيري مستقيم سختگي بكار مي رود. 

در روشهاي برينل و ويكرز يك ساچمه و يا يك گلوله به قطر mm 1 وبه مدت 10 ثانيه و با بار 10 كيلو نيوتن بر روي فلز اثر مي گذارد و با اندازه گيري قطر اثر و زمان اعمال بار طبق جول مقدار سختي

را  بدست مي آوريم كه در روش برينل براي نمايش  سختي از علامت اختصاري (BHN) و براي نمايش سختي به روش ويكرز از علامت اختصاري (vhn) استفاده مي شود.

اثر برجاي مانده در روي فلز به روش برينل بصورت مربعي مي باشد بر خلاف روش ويكرز كه ساچمه بصورت هرم است.

ROCKWELL اين روش به علت كوچك بودن علامت ايجاد شده بر روي نمونه و همينطور اندازه گيري مستقيم سختي به وسيله صفحه كاليبره شده دستگاه بيشتر مورد استفاده قرار مي گيرد و انواع مختلف دارد كه عبارتند از:

ROCKWELL B در اين روش كه براي آزمايش نمونه هاي فولادي و برنجي بكار مي رود كه نيروي 100 كيلويي به وسيله ساچمه أي به قطر ” 16/1 به نمونه وارد مي شود كه با علامت اختصاري (RHB) نمايش داده مي شود.

ROCKWELL C در اين روش كه براي آزمايش نمونه هاي نرمتر مثل مس و آلمينيوم بكار مي رود كه براي آلمينيوم نيروي 60 كيلو يي به وسيله ساچمه اي به قطر ” 16/1 به نمونه وارد مي شود و براي مس نيروي 60 كيلو يي به وسيله ساچمه اي به قطر ” 8/1 به نمونه وارد مي شودكه با علامت اختصاري (RHC) نمايش داده مي شود.

و براي فولاد سخت بار 150 كيلويي به وسيله ساچمه  الماسي مخروطي شكل و به زاويه "126به نمونه وارد مي شود.

دستگاه راكول براي روشهاي  ROCKWELL Bو  ROCKWELL C كاليبره شده است كه در روش اول به كمك اعداد قرمز موجود بر صفحه نمايش دستگاه و در روش دوم به كمك اعداد مشكي سختي نمونه را بدست مي آوريم.

D سرعت اعمال بار براي همه روشها بين 10 تا 15 ثانيه مي باشدكه به وسيله يك دمپر الكتريكي از پشت تنظيم مي شود.

M بايد دقت كرد كه سطح نمونه كاملا صاف و صيقلي باشد و هيچگونه ناصافي در آن مشاهده نشود و نقاط مورد آزمايش به اطراف نمونه و به نقاط ديگر آزمايش نزديك نباشد.

نحوه كار دستگاه:  نيروي وزنه ها كه در پشت دستگاه نصب شده اند بعد از كشيدن اهرم به وسيله اهرم انتقال نيرو به نفوذ كننده جلوي دستگاه به مرور زمان (10 تا 15 ثانيه) وارد مي شود. جزوات کنکور کارشناسی ارشد

نحوه انجام آزمايش: پس از قرار دادن نمونه زير دستگاه به وسيله پيچ زير دستگاه را چرخانده تا ساچمه بر روي نمونه قرار گيرد در اين زمان بايد عقربه كوچك بر روي علامت قرمز و عقربه بر روي عدد 3 قرار بگيرد. پس از كشيدن اهرم اعمال بار بار به مدت 92/13 ثانيه بر روي نمونه بار وارد ميشود كه پس از اين زمان بار را قطع كرده و عدد بدست آمده را مي خوانيم ( قبل از انجام كار دستگاه بايد در دماي محيط كاليبره شود.

در اين آزمايش كه از روش ROCKWELL B استفاده مي شود براي بدست آوردن سختي فولاد و برنج استفاده مي كنيم كه پس از 3 بار بدست آوردن سختي ميانگين سختي را بدست مي آوريم كه نتايج حاصله در جدول زير آمده است:

 

فولاد مكعبي

فولاد

برنج مكعبي

برنج

آزمايش اول

RHB 97.9

RHB 92.8

RHB 80.5

RHB 66.9

آزمايش دوم

RHB 97.8

RHB 91.6

RHB 82.5

RHB 70.2

آزمايش  سوم

RHB 97.9

RHB 83.9

RHB 80.2

RHB 64.1

ميانگين

RHB 97.9

RHB 92.8

RHB 81.0

RHB 67.0


برچسب‌ها: آزمايش سختي, Hardness Test, آزمايش سختی

تاريخ : پنجشنبه چهاردهم آذر ۱۳۹۲ | 17:53 | نویسنده : زهرا - دانلود رایگان
ارزش ماسه اي

ارزش ماسه اي

 

هدف

تعيين کيفيت ماسه از نظر مقدار رس و لاي موجود در آن

 

وسائل مورد نياز :1- ترازو 2-محلول  3- محلول استکس 4- استوانه ي مدرج 5- ماسه 

مقدمه

با استفاده از آزمايش ارزش ماسه اي مي توان به کيفيت ماسه از نظر رس و لاي مخلوط با آن پي برد .از آنجايي که وجود مقدار بيش از حد مجاز رس در بتن مشکلات بسيار جدي ايجاد مي کند تعيين اين عدد اهميت بسزايي خواهد داشت.هر چقدر ماسه  SE آن بالاتر و هر چه رس و لاي موجود در آن بيشتر باشد داراي SEتميز تر باشد

پايين تري خواهد بود. به عنوان مثال براي مصالح کاملا شسته و تميز اين عدد برابر با  بالاي 70 SE100 خواهد بود و همچنين بايد دانست که در ساخت بتن به مقدار

نياز داريم .مصالحي که رس و لاي بيشتري دارند چسبندگي بيشتري داشته و مناسب استفاده در کارهاي پروژه راهسازي هستند.

روش کار

براي انجام آزمايش ارزش ماسه اي ابتدا 110 گرم از مصالحي که قبلا شسته بوديم و به مدت 24 ساعت در اون دردماي 110 درجه قرار داه ايم را از الک شماره ي 4 مي -گذرانيم (براي تهيه ي ماسه). استوانه اي که در اختيار داريم برحسب اينچ مدرج شده است ابتدا تا ارتفاع 4 اينچ محلول استکس در آن مي ريزيم و بعد ماسه را با قيف داخل استوانه مي ريزم .کمي تکان مي دهيم و چند ضربه به کف آن ميزنيم تا حباب هاي هواي مجود در آن تخليه شود.سپس به مدت 10 دقيقه آنرا گذاشته تا خوب خيس شود . پس از اين مدت درپوش استوانه را رويش قرار داده و آنرا در زمان 30 ثانيه در فاصله ي 20 سانتي متر 90 بار بطور افقي جابجا مي کنيم.پس از اين مرحله استوانه را روي ميز قرار داده و ميله ي ظرف حاوي محلول استکس را در استوانه فرو مي بريم و سپس شير مربوطه را باز مي کنيم تا ماسه را از ته بشويد که اگر مقداري رس در ته ظرف محبوس شده بود به بالا آمده و معلق گردد. کمي از ماسه هايي را که به جداره ي استوانه چسبيده بود را نيز بدينوسيله مي شوييم.بايد توجه نمود حجم مخلوط موجود در ظرف بايد نهايتا به 15 اينچ برسد.در نهايت مي گذاريم مجموعه 20 دقيقه   و H1ساکن بماند تا ذرات رس به سمت بالا معلق شوند پس از اين مدت دو ارتفاع  

 را قرائت نموده و با استفاده از فرمول زير مقدار ارزش ماسه اي را بدست مي -H2

آوريم.

البته قرائت اعداد مذکور به دو شيوه انجام مي گردد:

1-قرائت چشمي مستقيم: که در اين روش به علت نا هموار بودن سطوح مرزي تشخيص مقادير درست با خطاي بسيار بالايي همراه است.

2- قرائت پس از استفاده از سمبه ي فلزي : در اين روش ابتدا سمبه ي فلزي را به  آرامي در استوانه رها کرده تا جايي که خود بخود متوقف شود. که با اينکار کمي فشار به محلول وارد شده و در نتيجه ذرات رس و ماسه از هم تفکيک خواهند شد.سپس عدد بالايي را قرائت نموده و از 2/10 کم مي کنيم. نتايج آزمايش به شرح زير است:

 

H1=5.5”   ,       H2= 3.5”  SE=H2/H1*100 =63.64%

روش دوم:

H2 =13.2 –10.2 =3 “          SE= 3/5.5*100 =54.55%

 

همانگونه که مشاهده مي گردد ماسه مورد آزمايش براي استفاده در بتن از کيفيت لازم

برخوردار نيست و بايد مجددا شسته شود.

 

منابع خطا:

1- خطا در توزين ماسه

2- خطاي موجود در قرائت ارتفاع ها

3- محبوس ماندن مقداري از رس در کف استوانه

4-در روش دوم پس از رها کردن سنبه درون ماسه کمي فرو رفت که اصولا نبايد اين چنين مي شد.


برچسب‌ها: آزمایش ارزش ماسه ای

تاريخ : پنجشنبه چهاردهم آذر ۱۳۹۲ | 17:53 | نویسنده : زهرا - دانلود رایگان
درصد جذب رطوبت سطحی

درصد جذب رطوبت سطحی

هدف

تعيين مقدار رطوبت سطحي مصالح که قابل تبخير است مي باشد.

W1براي اين منظور وزن مشخصي از مصالح با رطوبت نسبي را جدا نموده و اين وزن

 ناميده مي شود . سپس سطح مصالح را خشک مي نماييم براي مصالح درشت دانه اين عمل را بوسيله ي يک دستمال و براي مصالح ريز دانه از يک منبع حرارتي يا يک  استفاده مي کنيم . براي اين حالت مصالح را در سيني اي پهن مي نماييم و  fan مصالح را زير و رو مي کنيم تا زود تر سطحش خشک گردد. اين وزن را اندازه گرفته     ) .آزمايش را براي سه نوع مصالح نخودي، بادامي و ماسه ي W2وثبت مي کنيم (

6-0  انجام مي دهيم . مقدار رطوبت سطحي براي طرح اختلاط بتن مفيد است

زيرا اين رطوبت بايد علاوه بر آب بتن به آن افزوده شود در ضمن در طي اختلاط    استفاده شود.SSDبتن سعي مي شود که از مصالح

درصد رطوبت سطحي از رابطه ي زير محاسبه مي گردد:

SM= (W1 – W2 )×100/W2

نتايج آزمايش به شرح زير مي باشد:

 

نوع مصالح

وزن ظرف

وزن بعد از خشک نمودن سطح

درصد جذب رطوبت سطحي

نخودي

130.5

 

 

بادامي

130.5

286.5

4.71%

6-0 ماسه

132

262

14.5%

 

منابع خطا:

1- خطاي موجود در دقت ترازوي مورد استفاده

2- خطاي ناشي از قرائت انساني

3- خطا در روند خشک کردن سطح مصالح بخصوص در مورد مصالح ريز دانه


برچسب‌ها: آزمایش درصد جذب رطوبت سطحی, آزمایش رطوبت سطحی

  • دانلود فیلم
  • قالب وبلاگ
  • راهنماي سريع وبلاگ

    جهت دسترسي آسان به مطالب وبلاگ روي گزينه هاي زير کليک فرماييد

    افزودني تبديل گچ به سيمان || محصولات ما || تماس با ما ||